قوای مسلح مدافع ارزشهای ملی
قوای مسلح مدافع ارزشهای ملی
رومان –قوس 87
· سربازوافسری که در دفاع ازوطن جان خود را ازدست می دهد، ایثارگر وشهید ناز افغانستان است. قربانی های مدافعان وطن شایستۀ تجلیل وتکریم می باشد.
· سفراخیرسرکوزی، رئیس جمهورفرانسه به دنبال کشته شدن ده عسکرآنکشوردرسروبی، نشانۀ عالی حمایت ومواظبت قوماندان اعلی قوای مسلح یک کشورنسبت به منسوبان این قوا ،منبع فراگیری این نمونه وتعمیم آن است.
· حمایت معنوی ازمدافعان وطن، جویبار روند پسوستن به صف آن را پیوسته جاری وساری نگهمیدارد.
·
بی نیازازاثبات است که اصولاًهرکشوری، دارای هر نوع نظامی، برخودار ازهرگونه حاکمیتی، درحال حاضردارای قوای مسلح می باشد. البته استثناءً بعضی ازکشورهای خیلی محدود، بنا برخصوصیت نظام سیاسی ودرچهارچوب مقاوله های بین المللی قوای نظامی معمول ندارند.
افغانستان نیزازجمله کشورهائیست که همیشه قوای مسلح داشته است. دفاع ازتمامیت ارضی، حراست ازاستقلال ملی،حفظ امنیت ملی وپاسخ گویی درمقابل دشمنان افغانستان ازوظایف درجه اول قوای مسلح کشوراست.
ازگذشته های دورمواظبت وپرورش مادی وروحی مدافعان این خته مورد توجه قرارگرفته است. سعدی در گلستان ، باب اول ، حکایت چهاردهم درسیرت پادشاهان حکایتی شیرنی می آورد که: « یکی ازپادشاه پیشین را رعایت مملکت سستی کردی ولشکربه سختی داشتی، لاجرم چون دشمنی صعب روی نمود همه پشت دادند.
چو دارند گنج ازسپاهی دریغ
دریغ آیدش دست بردن به تیغ
یکی ازآنان که عذرکردند با منش دوستی بود، ملامتش کردم وگفتم دونست وناسپاس وسفله وحق ناشناس که باندک تغییرحال ازمخدوم قدیم برگردد وحقوق سالیان قدیم درنوردد. گفت: اربه کرم معذورداری شاید، که اسبم درین واقعه بی جو بود ونمد زین بگرو، وسلطان که به زر با سپاهی بخیلی کند با اوبه جان جوانمردی نتوان کرد.
زر بده مرد سپاهی را تا سر بنهد
وگرش زر ندهی سر بنهد در عالم »
واقعاً از سرباز ولشکریئی پیرشان حال، پریشان دل، دل واپس ونگران خوراک وپوشاک ومعیشت اطفال وخانواده نمی توان آرزوی یپکار وفداکاری داشت. اگرازاو سامان معیشت ومعاش کافی ونوازش های روحی دریغ ومذایقه گردد، او از فدا کاری وجان بازی درراه دفاع ابا می ورزد.
درتاریخ نه چندان دور، متاسفانه با هرتغییردرساختارسیاسی کشور، وضع وحالت قوای مسلح نیردستخوش تغییرات دلخواه شده وتداوم ونضج گیری قوای مسلح بیطرف به مشکل تغییر کادری وساختاری گرفتارآمده است. درین بی ثباتی ها عمدتاً دوعامل کلیدی نقش برجسته داشته اند.
عامل اول: با هرتغییرمخصوصاً با رویداد ثور1357 ، قوای مسلح به مدافع وحامی سیاسی منافع قشروحزب حاکم مبدل شده وساختارهای تحمیلی را که تضمین چنین هدفی را به دنبال داشته باشد، پذیرفته است. اما بدون شک دروظایف اصلی ملی نیزمداومت کرده است. ضمن دادن امتیازهای نسبی سربازوافسرقوای مسلح ازآماده گی های روحی نیزبرخوردارمی گردید. سینما برای تبارزرشادت های آنان فلم تهیه می کرد، هنرمندان نغمه های حماسی می سرودند وبرای آنان مدال ها ونشان های وطنی داده می شد که همه به نحوی هیجان را درنهاد های رزمی ارتقا می داد.
درتغییر8 ثور1371، قوای مسلح رژیم گذشته ازریشه دگرگون شد وبی هیچ ارزبابی و جدا سازی سره ازناسره، با تجربه ازبی تجربه، تحصیل کرده ازغیرآن، درقوای مسلح یک تصفیۀ عمیق به عمل آمد وبدون اینکه آینده نگری وضرورت حفظ آن برای مبادا ها که بزودی احساس گردید، مد نظرباشد، این قوا ومخصوصاً اردو- عمدتاً ازسرباز تاجنرال رخصت شدند. جای آن را بازهم کسانی گرفت که با اهداف سیاسی حاکمیت سیاسی همخوانی داشتند ودرعین حال تجربه وآگاهی آنها که سالها درجنگ های چریکی وحملۀ وگریزاشتغال داشتند، ازداره ومدیریت یک نهاد مجهربا تحنیک، سلاح ومهارت دفاع منظم ازاهداف ملی وبزرگ نیزفرق داشت. بزودی این کمبود ها دربرخورد های میان تنظیمی هویدا گردید که نه تنها برای مدت های طولانی خبری ازغبلۀ کامل یک طرف برطف دیگرنیمداد، بلکه حمله ودفاع یا ضد حمله های متواترباعث ویران سازی بیشترشهرکابل وسایرمحلات مورد درگیری میشد.
عامل دوم: روابط سیاسی، نظامی واکمالاتی بعضی ازترکیب کننده گان حاکمیت جدید با پاکستان وهمکاری های تنگا تنگ آن کشور دردوران جنگ با این نیروها با قوای شوروی، مجال برخورد با تفاریق زمانی وحالت های متغیر را به طرف های افغان نمیداد. یعنی احرازبه حاکمیت افغانستان نزد بسیاری ازنیروهای حاکمیت جدید نوعی سخاوت، حمایت وموافقت پاکستان ودرواقع هدیۀ توأم با منت آنکشور شمرده می شد. این طرز تلقی ازبرخورد های بسیارظریف حلقات پاکستانی وازجمله تلقین های آنان مبنی برخلع وطرد قوای مسلح سابقۀ افغانستان که درواقع یکی ازاهداف ستراتیژیک آن کشوربرای بی ثبات سازی وبی دفاع سازی افغانستان بود، تحت تأثیر روابط رفیقانۀ دوران گذشته قرارمی گرفت. این امردرکنارزدن اردوی سابق افغانسان بی اثرنبوده است. بنا برآن عامل دوم را میتوان مداخلۀ ظریف خارجی درازمیان برداشتن قوای مسلح ودرنتیجه تضعیف نیروهای دفاعی کشور به شمارآورد. پاکستانی ها که بعد ازتسلیم گیری حاکمیت توسط مجاهدین خود را قیم وولی مستقیم وهمه کارۀ افغانستان می دانستند ودرعمل نیز ازچنین امکاناتی برخورداربودند، کوچکترین کسری را در احتیاج نگهداشتن همه جانبۀ افغانستان باقی نگذاشتند. حادثه ها وواقعه های بعدی ومداخله های پی درپی مقامات پاکستان، جنگ های تحرک شده به وسیلۀ آنان و بازی های دورویه درقبال مسایل کشورنشان داد که متأسفانه تا به خود آمدن همه چیزازدست رفته است.
به هرحال با تحول جدید، بعد ازجدی 1381، توجه اساسی ومطابق ضرورت های دفاعی در مورد قوای مسلح کشورازجانب حاکمیت ومقامات خارجی ذیدخل درمسایل نظامی صورت نگرفت. همزمان بآن کشور دربرابر حمله های پیهم مخالفان مسلح با پشتوانۀ های اکمالاتی وحتی نیروی انسانی اجیران خارجی قرارگرفت. سرباز وافسر قوای مسلح چنانکه باید، مواظبت شایسته را حاصل نمی کند وبرعلاوه برای ارتقای روحی ومهارت های رزمی رابطۀ منظم تربیتی میان اداره کننده گان واجرا کننده گان به طور پیگیر وهدفمند وجود ندارد. حتی بعضی از رسانه ها با بی تفاوتی نقش ایثارگرانۀ سربازان وافسران وطن را کم ترین بها می دهند ودرپخش خبرها جان نثارکردن آنها را "کشته شد" می خوانند که بدون شک بر روحیۀ سایران تأثیر منفی وارد می کند. یا رهبری قوای مسلح ازانتقال به موقع شهدای عزیزقوای مسلح وزخمیان با نا توانی اظهار عجزمیکنند.
تنها تادیۀ معاش آنهم درحالتی که دولت افغانستان با ده مشکل مالی مواجه است، کافی نخواهد بود تا سطح آماده گی قوای مسلح ارتقا داده شود. این امرشاید یک عامل مهم باشد، اما درکنارآن تربیۀ روحی ومساعی برای جلوگیری ازنفوذ تبلیغی های دشمنان افغانستان، رخنۀ فساد مالی، اختلاس، سوء استفاده ازموقف، ظلم، بی عدالتی وده ها نقض مزمن اجتماعی ومسلکی که اهمیت واعتبارقوای مسلح را شدیداً پائین می آورد؛ نیزباید مورد توجه باشد.
فکرمیشود بهتر ومناسب تر است اگررسانه های افغانستان، دربرنامه های شان بخشی ازکارنامه ها ودست آورد های قوای مسلح را جا دهند وسعی کنند رابطه های اجتماعی منسوبان قوای مسلح را با یکدیگر وبا مردم نزدیک سازند. نشرآگاهی ها دربارۀ مدافعان وطن، تبلیغ به نفع این یا آن کس یا مقام دولتی یا غیردولتی نبوده، بلکه وسیلۀ تشویقی وآگاهی دهنده برای الهام دهی والهام گیری است. درشرایط نوین ودموکراسی های نهادینه شده ، رسانه ها تعمیم آرزوهای ملی وهمه گانی را توأم با نشر انگیزه های اجتماع پذیری یک امر مهم تلقی می کنند وبه آن می پردازند.
ازجانب دیگر مسوولان قوای مسلح برنامه های ارتقای ظرفیت وکفایت قوای مسلح را همزمان با برنامه هایی که همکاری مردم درآن برجسته باشد، طرح وتطبیق می کند. درینصورت مردم خود را ازقوای مسلح وقوای مسلح را ازخود تصور می نمایند وزمینه ها وبسترهای جدایی وفاصله میان آنها کوتاه می گردد.
حرکت اخیرنیکولای سرکوزی، رئیس جمهورفرانسه وسفروی به کابل به منظور روحیه دادن به سربازان کشورخویش واظهار همدردی به فامیل های شان، انتقال عاجل وبلا وقفۀ زخمی ها به فرانسه وشخصاً یکجا با کشته شده ها به فرانسه رفتن، علامۀ عالی مواظبت ودلجویی ازقوای مسلح است و این حرکت سرمشق خوبی پنداشته می شود .