افغانستان:
بحثی دربارۀ استقلال ووابستگی
87/2/20
رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان درمراسم افتتاح اجلاس تقنینی سال سوم شورای ملی كشور دربیانیهیی پیرامون دست آوردها وكمبودهای اجرایی سال گذشته وجاری به مسأله مهم استقلال ووابستگی اشاره كوتاهی نمود. مفاهیم استقلال و وابستگی یكی ازمسایل مهم كشور ماست كه باید درباره آن ها بحث هایی صورت داده شود.
اول – استقلال: دریك دید كلی این مفهوم بیان، اظهار وابراز خود ارادیت درتصمیم گیری های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی درروابط دوجانبه، چندین جانبه و یا مناسبات بین المللی می باشد. البته ناگزیری ها، محدودیت ها و احتیاج های اقتصادی- سیاسی میتواند از عوامل نیرومند سد كننده این خود ارادیت باشد. رعایت نظریه ها، موازین ومطالبه های كشورهای كمك كننده وذیدخل درمسایل كشور، تا جاییكه منافع ملی اجازه بدهد، امر پسندیده ومعقول است. هیچ كشور محتاج مانند افغانستان تا زمانی كه منافع مشروع طرف های دیگر را مد نظر نگیرد، نمی تواند با استقلال كامل درتعاملات منطقوی وبین المللی وارد شود.
شعار استقلال بی قید وشرط های معقول ومتقابلاً مفید در همچو موارد درحكم خودكشی سیاسی، تجرید اقتصادی وانزوای بین المللی است كه هیچگاه به نفع افغانستان نمی باشد.
اما عامل دوم عمده دیگر این روابط قرار ومدار وزدوبندهایی اند كه تصمیم گیرنده گان درهمسویی با منافع و دیكات دیگران، با نادیده انگاشتن منافع ملی كشور خود بدان متوسل می شوند.
ا منظور آن نیست كه تأمین مناسبات به صورت شفاف، از مجاری قانونی وبا سبك وسنگین كردن منافع خود ودیگران مغایر داشتن استقلال تلقی گردد. هدف از آن حفظ و انعكاس همان رابطه های فاقد كركتر وماهیت استقلال طلبانه است كه بر پایه احتیاج های دیروزی شكل گرفته اند و تاهنوز به بقای خودادامه می دهند. بخش آسیب پذیر روش ها وشخصیت هاست كه در «مواردی وابستگی» ایجاد كرده است و آن به ضرر مردم افغانستان می باشد. این موارد همانا سازش با عزایم بیگانه ها وهمسایه ها برای تحقق آمال ضد افغانی آنهاست. هرچند رئیس جمهور واضح وروشن به آن موارد اشاره نكرد، اما فحوای كلام وجملات بعدی آشكارا نشان می دهد كه این «موارد وابستگی چه ها اند.
دربیانیه گفته شده است: «زمانیكه كشورما مورد تهاجم شوروی قرار گرفت، ما مجبور بودیم از كمك های خارجی درمبارزه با اشغالگران استفاده كنیم. بیشتر از دو دهه مهاجرت ونیاز شدید به كمك های خارجی موجب شد تا ما محتاج كشورهای همسایه شویم. تداوم این احتیاج زمینه ساز روابطی معین شد. روابطی كه در دوران جهاد وبعد از آن باعث وابستگی شد. امروز ما به كشور خود برگشته ایم، صاحب خانه وكاشانه خود شده ایم. ملت افغان ملت مغرور وسربلند است. ملتی كه در طول تاریخ طولانی خود هرگز تن به مزدوری واسارت نه داده است. وقت آن است كه به سنت آزاده گی ونفرت از وابستگی بیش از هرزمان دیگر ارج بگذاریم و روح استقلال طلبی خود را تقویت كنیم.»
افغانستان امروز از انقطاب سیاسی وقومی رنج می برد. سررشته های این انقطاب ها در دست مقامات معین كشورهای همسایه است كه دست پرورده گان نیرومندی در داخل نظام وبیرون از آن دارند. انعكاس عملكرد این دست پرورده گان در داخل وبیرون نظام گاه این پندار را ایجاد می كند كه گویا این مباحث سرچشمه های عینی وواقعی درجامعه نیز دارند. درحالیكه هرگز چنین نیست. این چشمه ها و سرچشمه های نفاق داخلی درواقع ایجاد می شوند. هم استقلال طلبی وارج گذاری به سنت آزاده گی ونفرت از وابستگی و هم وابستگی وتعلق خاطر نیروها، سازمانها، واشخاص درطرف دیگر ماهیت تحریكی دارند. درین میان حلقه مفقوده منافع ملی ارزیابی شده وتوافق شده افغانستان است كه درهردو قطب تحریك شده، بوسیله بیگانگان مورد مخاصمت ها واقع گردیده است. جنگ مسلحانه ونحوه دفاع آن شاید مثال روشن جنگ منافع كشورهای دور و نزدیك درافغانستان باشد كه فقط كشور ما میدان آزمایش ورو در رویی بخشی از این منافع قرار گرفته باشد. درغیر آن چه از راه جنگ، چه از راه صلح وچه از راه جستجوی یك عملیه بین المللی، قضیه افغانستان بخودی خود، مساله یی نیست كه راه حل پیدا نكند. توازن وتناسب نیروهای درگیر به هیچ وجه مساوی وهمسان نیست. تنها طالبان وحزب اسلامی نمی توانند همآورد جدی وقابل محاسبه دربرابر دولت افغانستان باهمه «متحدان» داخلی وهمكاران بین المللی دولت باشند.
در صورتی كه اولویت اهداف دولت، متحدان داخلی وخارجی، ملل متحد وغیره تأمین صلح درافغانستان (بمثابه ضرورت ملی افغانها) باشد، شكی وجود ندارد كه مخالفان مسلح با همه پشتوانه های تروریزم ومنابعی ایكه درهمسایگی كشور وجود دارند، محكوم به انحلال یا پذیرش راه معقول غیر از جنگ. خواهند بود. حتی درصورت ترجیح راه نظامی همآورد مساوی وجدی به شمار نمیروند.
تأمل بركلمات اظهار شده رئیس جمهور (با قید ملاحظه كاربرد موضوعی آن) واقعاً روح بزرگی را درانسان می پروراند. اما بدواً باید پرسید چه احتیاجی، زمینه ساز كدام روابط شد؟ واین روابط تاكدام حد «وابستگی» ایجاد كرد؟ روی سخنان باكی یاكی هاست؟ طرف های دیگر این روابط ووابستگی غیر ازعده یی از افغانها كدام مقام ها وارگانها واشخاص كشورهای همسایه است؟
اگر در دوران جهاد زمینه سازی چنین روابط یك ضرورت بود وچنانكه گفته شده احتیاج مبارزه با اشغالگران، استفاده از آن راتوجیه می كرد، موارد وابستگی ها به كشورهای همسایه در كدام ابعاد وعرصه ها پیش رفت.
آیا واقعاً اشخاص ونیروهایی كه به چنین وابستگی هاتن داده اند، می توانند «به سنت آزاده گی ونفرت از وابستگی» ارج بگذارند؟
مصداق عملی ارج گذاری به سنت آزاده گی ونفرت از وابستگی دركدام عرصه یی از حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اداری ونظامی دولت وحكومت افغانستان نمایان است. مگر غیر از این است كه هر روز آزاد اندیشان و با انواع شكنجه های روحی، روانی واقتصادی به حاشیه رانده می شوند و در عوض دارنده گان رابطه های آشكار وپنهان با بیگانگان، سازمانهای جهنمی كشورهای همسایه وغیرهمسایه یك شبه به قدرت ومكنت رسانیده می شوند؟
درچنین حالت مخاطب در می یابد كه یك هدف دیگر شاید به جا نشاندن حریف های سیاسی وحداقل تلقین این نكته است كه ضعف های شان شناسایی گردیده باشد. دراین صورت نتیجه می شود كه حق وابستگی بریك تعداد مشروع و بر تعداد دیگر ممنوع است. این نتیجه خود بامنافع ملی افغانستان منافات دارد.
نگارنده هزار بار باور دارد كه باید «به سنت آزاده گی و نفرت از وابستگی» اشخاص و نیروها به بیگانه ها وهمسایه ها نه تنها ارج گذاشته شود، بلكه عملاً پرداخته شود وباید قبل از اینكه فرصت های زیاد تلف می شد وتلف شود، به این امر مهم پرداخته می شد. بنابراین درخور تأمل است كه استقلال واستقلالیت فكری وعملی میدان داران هر دو طرف خط منازعه مورد سوال است. برنامه های عملی متضاد ومتناقض یكدیگر، اظهار های بدون پشتوانه عملی، پیشگامی در پیاده سازی اهداف دیگران، وابستگی های غیر شفاف به كشورها وسازمانهای مخالف ومختلف، دستورگیری ازبیگانه ها برای ایفای نقشی خرابكارانه در روند سیاسی وبازسازی وطن، دامن زدن به اختلافات سیاسی وقومی، روابط ناسالم وغیر ملی وغیر علنی با سازمان های سیاسی ونظامی همسایه ها وتبارز امیال آن ها در بازار مكاره سیاست وتفكر، مخالفت مسلحانه وغیر مسلحانه جز در بدری ملت، جز خرابی بیش از پیش اقتصاد، فرهنگ، سیاست، اداره ودرمجموع نظام وجامعه حاصل دیگری در پی ندارد. درین میان با صراحت باید گفته شود که نصیحت های بهی خواهانه و پدرانه، ترمیمی و تربیتی نیز راهی بجایی نمی برند.بعید است آنهائیکه سالهای دراز در خوان نعمت بیگانگان پرورده شده اند و به آب و نانی رسیده اند و در هر حرکت، فعل و انفعال سیاسی و شخصی شان اثر های ملموس اقتصادی، مالی، سیاسی و حمایت های حاتم وارانه حامیان پشت پرده و ولی نعمتان خود را درک و حس می کنند، با نصایح پدرانه و دعوت های عام به راه منافع ملی افغانستان باز گردند و به آن همه قرار و مدار های با پشتوانه پشت پا بزنند. زمین خاره حاصل بر نیارد- در و تخم عمل صنایع مگردان
شاید خوبترین مشوره این باشد که نخست باید روش روشن، عملی، مناسب با تقاضا های واقعی افغانستان و مطابق با منافع ملی کشور شناسایی و تثبیت گردد. تسامح و تجاهل بر سر تثبیت این راه و همزمان کوبیدن به میخ و به نعل سرانجام جز بن بست، از دست دادن همه چیز ها و فرصت ها و سقوط پی آمد دیگری ندارد.
مرحله دوم دو راه دارد، یکی انطباق دهی روش ها با نیرو ها و انتخاب آنها و تثبیت اینکه با چه کسانی به کدام سمت و سو در حرکت باید بود. این رفتار از پیرایش و آرایش ناگزیر است. در پیرایش است که آرایش بوجود می آید. دیگر اینکه به همه رونده گان این راه و روش مستند و مستدل چارچوب فکری و عملی حداقل در محدوده اجرایی حکومت و دولت تببین و تعیین گردد تا از لاقیدی ها، قانون شکنی ها، ارتشأ، فساد، تناقص و تخریب همدیگر با استفاده از وسایل و جایگاه دولتی- حکومتی خود داری شده باشد. درین صورت بدون پیش داوری ها و فرضیه ها و توجه به پیشنه وابستگی و عدم استقلال فکری و عملی همرا هان، دوسیه های سفید برای هریک معین شود و فقط عملکرد شان در چهار چوب برنامه یی، میزان قضاوت های بعدی باشد.در هر حال در ادامه وضعیت موجود نه از استقلال میتوان سراغی گرفت و نه از وابستگی توان به جایی رسید.
دوم- وابستگی: باید خاطر نشان گردد که استقلال و وابستگی دو مفهوم سیاسی اند که کاربرد آشکار و حساب شده در روابط بین المللی میان دولت ها، سازمانها و سایر تابعان حقوق بین المللی دارند. شاید در برخی موارد پافشاری بر اصل استقلال منطقی و موجه باشد، البته در مواردی اصرار بر وابستگی اصل درستی خواهد بود. اما آنچه در بیانیه رئیس جمهور ذکر شده نه استقلال ونه وابستگی به گونه روابط دولتی در چار چوب حقوق بین المللی است. متأسفانه این مفاهیم در گرو خاطر داری مخاطبان، به اندازه ای تنزیل داده شده اند و به اندازه یی رعایت ادب حضور مراعات شده است، که به طور بسیار غیر مستقیم رابطه نامشروع اشخاص، نیرو ها و سازمانها را با اشخاص، نیروها و سازمانهای کشور های بیگانه و همسایه بیان می کند. تا زمانیکه با عنایت جمله های پس و پیش بیان، عطف توجه نگردد، کسی یا کسانی به جز آنهائیکه همدیگر را و روابط همدیگر را می شناسند و یا آنانیکه مفهوم اصلی مقوله های علمی را میدانند، چیزی از آن بر نمی دارند. درست همان مورد تسامح پیش می آید که به جای ذکر رابطه نا مشروع، غیر مفید و نا مطابق با منافع علیای ملی که بدون شک نام اصلی این مفاهیم خیانت ملی است، «وابستگی» آنهم در«مواردی» که از آن نام برده نمی شود، تعریف میگردد. در حالیکه اگر نیک بنگریم در ده ها و صد ها مورد دولت افغانستان با دول جهان دریک وابستگی منطقی، ناگزیر و طبیعی قرار دارد. هم حقوق معاهدات بین المللی و هم عرف بین المللی بر این مناسبات صحه می گذارند و آنرا تأئید می کنند. از جانب دیگر تأکید نگارنده برآن است تا این وابسته گی ها با شناخت اهداف و منافع همدیگر به وابستگی های متقابل صعود کند. افغانستان چاره ای جز آن ندارد. اگر این مسامحه ها پی گرفته شوند و رابطه های منافی منافع ملی «وابستگی» قلمداد گردند، نمیدانم تناقض وابستگی دولت افغانستان با دول جهان، با زد و بند های اسارت بار و ننگین اشخاص و نیرو ها چگونه رفع خواهد شد. مناسباتی كه دولت افغانستان باكشورهای جهان، سازمانها وبانك های بین المللی دارد و شرایط آنها را متقبل میگردد، از نوع وابستگی با هنجار وقانونمند است. رابطه های مخفی وپشت پرده وزیر فرمان بودن بعضی نیروها و شخصیت ها با كشورهای همسایه كه «درمواردی باعث وابستگی شد» صاف وروشن خیانت ملی است وهیچ ربطی به وابستگی ندارد. در بیانیه رئیس جمهور آمده است «ملت افغان، ملت مغرور وسربلند است، ملتی كه در تاریخ طولانی خود هرگز تن به مزدوری واسارت نه داده است. وقت آن است كه به سنت آزاده گی ونفرت از وابستگی بیش از هر زمان دیگر ارج بگذاریم وروح استقلال طلبی را در خود تقویت كنیم.» صرف نظر از شیوه استدلال بیان وابهامی كه بین ملت وبیان كننده گان ایجاد میگردد نوعی شتر بردن وخم خم رفتن- كه كار عبثی است تجسم می یابد. مگر خلاف توقع جناب رئیس جمهور وحكومت، نهادهای برتر و قدرت مند تر دیگری دست به این وابستگی های نفرت انگیز زده اند كه از آنان چنین دعوتی بعمل می آید؟ آیا چنین نیروهای برتر و نیرومندتر وجود خارجی دارند. و یا می توان چنین برداشت نمود كه مناسبات وروابط بین المللی جاری برافغانستان تحمیل شده است و اقلاً رئیس جمهور از وابستگی اسارت بار بیزار است، مشاهده می شود كه با كار برد مسامحه آمیز مفاهیم تناقض های شدید سیاسی وعملی بروزمی كند. بعد چگونه است كه نخبه گان سیاسی كشور ودولتمردان به بستن كمر همت با روحیه وطندوستی وعشق به این آب وخاك وكار خستگی ناپذیر دعوت می شوند.
آن همه وابستگی ها ، به یكبارگی كجا رفتند. گویا تا اینجا هیچ چیزی نبوده و آب از آب تكان نخورده است.
نه تنها طرف های افغان آن رابطه ها با همان قوت موجود اند، بلكه طرف های غیر افغان آنها نیز دست بالای دست نگذاشته اند و نخواهند گذاشت، رابطه هایی كه با سرمایه گذاری های هنگفت صورت داده اند واز تمام آن اسناد بدنام كننده وتضمین های بدست دارند، با افاده های دپلماتیك «ز در می گویم از دیوار بشنو» به یكباره گی منافع ملی افغانستان را ترجیح دهند وبرای... كمر همت ببندند.
وسخن آخر. اگر این اظهارات برای سخنرانی در افتتاح مجلس صورت داده شده بود، سند مصرف آن گذشت. ولی در صورتی كه افاده های دور، نامستقیم ناشی از واقعیتهای دیروز وامروز افغانستان است، باید برای تحقق آنچه به عنوان مشوره از آن یاد شد كار بیشتر، دقیق تر و عملی تر آغاز گردد. با این اقدام از فاصله حرف وعمل كه به برزخ مخوف ماناست كاسته می شود، ملت وجامعه روشنفكری از تناقض ها، تضادها، كشمكش ها وبی باوری ها به امروز وفردا رهایی می یابند وبرای تثبیت خط روشن وطی طریق به صراط مستقیم و ساحل نجات وطن همكار وهمراه می شوند.
++++++++