·       دولتمردان و خارجیان آزادی بیان و آزادی مطبوعات را از دست آوردهای عمده کشور می شمارند، اما وزیرمحترم اطلاعات و فرهنگ آنرا حرف مفت می پندارد.

·       سلیقه گرایی وتحمیل آن از موضع زور برای آینده کشور بحران می آفریند.

 

مردم افغانستان شاید در شش سال اخیر شاهد پررونق ترین آمدو شد مکرر دولت مردان، صدراعظمان، وزیران خارجه، دفاع وهیأت های بلند پایه کشورهای مختلف درین کشورباشند. برعلاوه موسسه های ملل متحد، سازمان ها و نهادهای بین المللی ، انجو ها و ارگان های مختلف دولتی وغیر دولتی خارجی به پیمانه   وسعیی درین کشور فعالیت های بازسازی، اموراجتماعی، قانون گذاری، تربیۀ اردو وپلیس ملی و ... راهمه روزه انجام میدهند.

 

تقریبا درهمه جا و ازهرزبان گفته میشود که برای نیل به  فلان هد ف یا منظور ستراتیژی منظم باید داشت. هرکسی دانسته یا نا دانسته نبود آنرا یکی از کمبودهای حاکمیت کنونی می داند. درواقع برای رسیدن به هدفی، داشتن یک ستراتیژی تعیین کننده راه های تقرب ونیل به آن، اهمیت علمی وعملی دارد. امروزه درجهان همه اهداف خورد وبزرگ را هم درساحه تدریسی وهم درساحه تطبیقی به ستراتیژی ارتباط می دهند. طرح ستراتیژی برای دسترسی به مقاصد معین درمقیاس یک مجموعۀ نسبتا محدود کارساده تلقی می گردد که کارشناسان واهل خبره همان ساحه ازعهدۀ آن بدرمیشوند. اما مقاصد ملی اجتماعی – اقتصادی که دارای ضریب های مختلف و ابعاد گسترده تراست، خواهان توحید خرده  ضریب ها وابعاد متعدد دارای توافق، سخنیت و همخوانی بیشتر میباشد. تعارض این خرده ضریب ها و تقاطع آن در مقاطع معینی با عث عدم دسترسی به هدف و درنتیجه بلا تکلیفی ، ندانم کاری و بی روحیه گی می گردد و سرانجام، تناقض آشکارو ناکامی را در قبال دارد.

کشورهای نظیرافغانستان آن که ازعقب مانده گی رنج می برد و عاید کافی ملی هم ندارد، سعی میورزند تا بخشی ازظرفیت مورد نیاز بازارجهان را با داکتر، انجنیر، محاسب، تکنیشن واخیرا تکنالوژی معلوماتی و حتی کارگران ماهرفزیکی پاسخ گویند وهمزمان با ترقی اقتصادی و بلند بردن سطح اقتصاد خانواده ها ازین مدرک، مقادیر قابل ملاحظه اسعاررا به کشور جلب کنند. اما مایۀ تأ سف اینجاست که درجلسۀ گزارشدهی اعضای کابینه، محترم وزیرکارواموراجتماعی بدون اینکه تعداد کل دکتوران را با تعداد نفوس کشور مقایسه کند و توضیح بدارد  که همین اکنون به چند هزار نفر، یک داکتر می رسد وآیا سیستم طبابت ما با عادی ترین سیستم های طبابت دنیا قابل مقایسه خواهد بود؟ اظهارکرد که ما به داکتر، ضرورت نداریم . حتی درصورت معقولیت آن، ارایۀ چنین گزارش از صلاحیت های وزارت صحت عامه است.

همچنان درحالیکه بد ترین و زشت ترین تخطی ها از حقوق بشرصورت می گیرد ومیزان آگاهی ها ی عمومی از حقوق بشر، قانون، تکالیف و حقوق شهروندی در سطح بسیار نازل قراردارد، اظهار می دارند که این همه حقوق دان به چه درد می خورد.  فهمیده نمی شود که آیا چه زمانی  به کلی  گویی ها وبی ربط  گویی های عامیانه پایان توان داد. 

 

به همین ترتیب محترم وزیر اطلاعات و فرهنگ درمجلسی اظهار داشته  که آنچه بنام آزادی بیان وآزادی رسانه ها ازغرب واروپا آورده اند، حرف های مفت است. چنین نمونه ها اینجا و آنجا به وفرت دیده میشود.

جالب این است که هیچیک ازمقامات گزارش دهنده از ستراتیژی واحد که از آن پیروی نماید ، یاد آوری نکرد.  به این اظهارات چه میتوان نام نهاد ؟

بدون اینکه کوچکترین قصدی دال برتحقیر شخصیت آنان درکار باشد، باید تأکید کرد که نمی توان ملک را با تحمیل چنان سلیقه ها به سامان رساند. درصورتیکه اظهارات مذکورواقعا دیدگاه شخصی شان باشد، خوب یا بد، قابل احترام است. درحالیکه رئیس جمهوری و سایر دولتمردان و کمک کننده گان با یک صدا از ضرورت ارتقای تعلیم و تربیه و کسب علم داد سرمی دهند، آزادی بیان و رسانه ها را دست آورد می شمارند، بیانیه های خلاف آن ازموضع وزیر حاکمیت، تناقض آشکار، نبود ستراتیژی ، سلیقه گرایی حتی ضدیت  را نمی رساند؟

لابد وزیر یا وزیران کابینه مجبوراند که نه تنها به حکم موقف ووظیفه ، پالیسی های عمومی وپلان های حاکمیت را پاس بدارند، بلکه در تطبیق واجرای آن سهم گیرند.

اگراین سخنان جدی تلقی شوند، شاید افغانستان اولین کشوری باشد که برخی ازدولت مردان آن، درحالیکه ظاهرا همدیگر را حمایت و تقویت می کنند، درواقع از جایگاه اشتراک درحاکمیت، بااستفاده ازوسایل وامکانات دولتی وحکومتی برضد همدیگر به مبارزه برخاسته اند و از داخل بر ضد سیاست های کلان دولت و دولتمردان درجه اول نقب زنی می کنند. و بازهم اگراین حرف ها جدی گرفته شوند نمیدانم ملت افغانستان درکدام مسیرها و سراب ها سرگردان خواهند بود ودرگام اول چه حرفی را ازچه کسی، با چه درجۀ ثابت کنندۀ نقش وی درحاکمیت خواهند پذیرفت.

     

 اما یک نتیجۀ مهم همانا عدم داشتن یک ستراتیژی است. مجریان مدعی تناقض ها نه تنها اظهارات بزرگان شانرا فراموش می کنند، بلکه آنرا اهمیت نیز نمی دهند. از جانب دیگر ترتیب کنندگان وطرفداران ستراتیژی های کلان کشوربه حدی مصروف امورغیر از آنچه گماشته شده اند، می باشند که وظایف اولیه در تقسیم اوقات شان در درجه های سومی و چهارمی قراردارد.

نبود بازپرسی و گزارش گیری منظم و کارشناسانه به مجریان جرئت بیشتر میدهد تا هرچه دلشان خواست و هرچه به سلیقه شان برابر بود ، انجام دهند و اعلام کنند.

 

انجمن فکری برشنا با توجه به عواقب تلخ وزیان باراین پراگنده گی ها، پیشنهاد می نماید تا ستراتیژی ملی – افغانی، بوسیله افغانها و نه به وسیله خارجیان یا کسانی که با افغانستان و واقعیت های آن نیز بیگانه اند، آماده شود و از جانب همه مجریان بطوربلا انقطاع و بلا استثنا عملی گردد. درغیر آن ادامۀ این وضع به هیچ روی به نفع آیندۀ خوب ما و فرزندان ما نخواهد بود.