برنامه های خوب، عزت نفس ،ابراز تخصص، برنامه های ضعیف، با ضعیف نفسی بدتر از آن، جلوه های دروغین مجاهد بودن در اروپا و آمریکا، گستراندن دام تزویر با اثر بخشی تلاوت آیات قرآن و احادیث، پر رویی ها، دروغ بافی ها و.... نماد های روشن جلوه های تلویزیونی برنامه خوانی بود. درین میان بیش از همه بعضی چهره هایی که درون و بیرون شان مطابق هم نبود، با لبان گریخته و قیافه های گناه آلود ظاهر شدند. بی اندک آزرمی این بار برای یک چور دیگر آماده معلوم می شدند. جلالتمآب کرزی باید درست ارزیابی کند که وزیرانی که زمین های شیرپور را که با دیده درایی تصاحب کردند و بعد با صدها هزار دالر قیمت تر فروختند، اینبار نان خشک دسترخوان مردم را نربایند. به هر حال این قصۀ دراز دارد. اعلام دارایی های وزیران و صداقت ازریابی ها توسط اداره جلالتمآب و شخص خودش در محک آزمایش مردم قرار دارد.

به برنامه ها بر می گردم. من در هیچ جای دنیای امروز مشاهده نکرده ام که هر وزیر خط مشی یا برنامۀ خود را به ولسی جرگه یا مجلس های نماینده گان شخصاً بخواند و با چند سئوال آنی، بی تحلیل و از روی عجله در مدت دو دقیقه صحت و سقم و درست و نادرست آن تشخیص شود.

علی رغم، فریاد کارشناسانه مبنی بر غلط بودن این شیوه که در رسانه ها مشهود بود، معتقدم که دموکراسی استخارۀ ما به گوش ها پنبۀ غفلت فرو برده است. یک کشور با 24 برنامۀ نیم بند، متقاطع، بی اساس، بی منبع تمویل و بی ارزیابی امکان ها اداره نمی شود. الفبای مدیریت علمی درین مورد می گوید:

عامل های رهبری یا مدیریت؛ پیروان، رهبران، ارتباط ها و وضعیت هاست. گام اساسی شناخت و آگاهی از طبیعت انسانیست؛ احتیاج ها، احساس ها و انگیزه ها. اوصاف همه را از لحاظ بودن، دانستن و انجام دادن، بایست شناخت. باید تفاهم با وقار در باره اینکه رهبر و مدیر چه کسی است، در محیط به وجود آورد. همه به درستی درک کنند، مدیر و رهبر چه کسی است، چه چیزها را می داند و چه کارها را انجام داده می تواند. به خاطر باید داشت، تنها پیروان است( و نه رهبران) که در موفقیت رهبران فیصله و قضاوت می کنند. برای احراز موفقیت باید از اعتقاد پیروان مطمئن بود. این امر دربارۀ پائینی ها، بالایی ها و همردیف ها مصداق دارد....

حالات مختلف بر این وضعیت ها تاثیر وارد می کند، روابط با بالایی ها، مهارت زیر دست ها، تاثیر رهبران غیر رسمی در نهاد ها و این که نهاد چگونه شکل گرفته است، از جمله این تاثیر کننده ها به شمار می رود.

حال باید پرسد که آیا وزیران پیشنهادی جدید حتی یک روز را در وزارت ها گذشتانده اند که با پیروان، رهبران، ارتباط ها و وضعیت ها آشنایی حاصل کرده باشند؟ انگیزه ها، احساس ها و احتیاج ها  کشور و حالت های موضوع کار خویش  را شناسایی کرده اند؟

وقتی ازین بی کفایتی ادارۀ مملکت خسته شدم، به مثنوی حضرت مولانای روم پناه بردم تا روح سرگردان خود را با حکمت و فلسفۀ آن برزگوار تسلی دهم. نظرم به قصۀ فیل افتاد که به حال و احوال وزیران پیشنهادی سنخیت داشت. بخوانید:   

پیل   اندر  خانۀ  تاریک بود                  عرضه را آورده بود ندش هنود

از برای دیدنش مردم  بسی                 اندر آن ظلمت همی شد هرکسی

دیدنش با چشم چون ممکن نبود          اندر آن تاریکیش کف می بسود         

آن یکی را  دست بر خرطوم فتاد           گفت همچون ناودان است  این نهاد

آن یکی را دست بر گوشش رسید       آن  برو  چون باد بیزن شد پدید.

آن یک را  کف چو بر  پایش  بسود        گفت شکل  پیل دیدم  چون عمود

آن یکی بر پشت او  بنهاد دست           گفت خود این پیل چون تختی بدست.

همچنین هریک به هر جزوی رسید         فهم آن می کرد هر جا می شنید.

از نظرگه  گفتشان شد مختلف             آن یکی دالش لقب داد این الف.

درکف هریک اگر شمعی بدی             اختلاف از گفت شان بیرون شدی

شمع گم شدۀ وزیران پیشنهادی خط مشی رئیس حکومت است که به علت معلوم  قادر به ترتیب و ارائۀ آن به شورای ملی نه شد.