دوم- آرزو دارم طرح، در روشن فکران و روشن گران وطن ما تحرکی ایجاد کند. چنانچه با محتوای آن موافق باشند، با ابراز نظر و بحث بر آن در مجلس های رسمی و غیر رسمی کشور و بیرون از آن برای ایجاد یک قوۀ فشار دست به کار شوند و سهم خود را در ختم مصایب افغانستان ادا کنند.

سوم - بازی گران عرصۀ سیاست توافق کنند که حد اقل در مسایل ملی و مصالح عمومی نظر و فکر هم دیگر و نظر و فکر دیگران  را با تحمل بشنوند. درین راه از طعن و لعن و خشم و قهر و کینه و عناد کار نگیرند. چرا که مصالح ملی به همۀ مردم- به اندازه های برابر تعلق دارد، نه به کسی کم و نه به کسی بیش. لذا آلام مملکت صرف نظر از موقعیت های اجتماعی، سیاسی، اداری و اقتصادی هر هم وطن، بالای هر یک اثر مساوی می گذارد. حتی آنانی که  توان مادی کمتر دارند، در معرض آسیب های کلان تر قرار می گیرند. با این آرزو مندی  بر می گردم به اصل مطلب:

 1-      تحلیل و نتیجه گیری رویداد های سیاسی- نظامی کشور می رساند که وطن ما روزگار سخت و ناملایم را گذرانیده است. هنوز هم راه دشوار در پیش روست. درین گیرو دار،  چپی ها، راستی ها و میانه رو ها، اقتدار دولتی را تجربه کردند. دست آورد به ملت، تباهی، فقر، عقب مانده گی، بیچاره گی بیشتر و تفرقه ونفاق بوده است.  در نتیجه، ما کشور منحصر به فرد در جهان هستیم که هزاران خانوادۀ شهید داریم؛ ده ها هزار جوان معلول داریم؛ اقتصاد نا به سامان، زمین های ماین گذاری شده و روان های شکسته داریم. اگر این حقیقت آفتابی را می پذیرید، دلیل آن چیست؟ قدرت طلبی؟ یکه تازی، کشت و کشتار؟ حیله و نیرنگ برای حفظ و کسب قدرت که هیچ چیزی از آن ساخته نیست؟ هر طرف، تلاش می کند که با نفی دیگران خود را آقا و بادار این سرزمین بلاکشیده و سردار قبرستان ها کند.

 2-      کشور ما و چند کشور محدود دیگر، معروض تباهی ها و بربادی های جنگ هاست. دیگران در قرن بیست ویکم با ناز و نعمت به سر می برند و عرصه های جدید علم و توسعه را به نفع بشر و مردم خود انکشاف می دهند. علت عقب مانی ما اشتهای سیری ناپذیر جنگ و دفاع برای قدرت است. هم ارشادات دین اسلام و هم مقتضیات قرن حاضر، رسیدن به قدرت از راه زور، حیله و نیرنگ را مرود می شمارد. پس اگر به آن عقیدۀ راسخ داریم، این همه جنگ و دفاع که بلای آن برمردم وارد می شود، برای چیست و از کدام منبع فکری و ایدیالوژیکی سرچشمه می گیرد؟

 3-      افغان ها در بیش از سی سال ثابت کرده اند که در جنگ و مقاومت سرسخت اند، اما در سازنده گی و رفاه شانس کمی نصیب آنان می شود. هر چند باری  برای رسیدن به قدرت انحصاری و حفظ انحصاری قدرت توانایی های مالی و معنوی داخلی و خارجی را به هدر می دهند. مصیبت ها به گونۀ دیگر و از آدرس دیگر رخ می کند. از جانب دیگر انقطاب ها در میان مخالفان سیاسی غیر مسلح و نا رضایتی روز افزون مردم از عدم امنیت، ارتشا و فساد، امید ایجاد یک حاکمیت مقتدر را به سراب مبدل می کند. اوضاع آسیب پذیر و شکننده باعث می شود که کشور ها و سازمان های طماع منطقه از ستون های قوی پنجم استفادۀ اعظمی نمایند.

 4-      جنگ و دفاع کنونی با شیوه های که پیش برده می شود، یک حالت فرسایشی است که به طور عمده از افغان های بی طرف و بی دفاع قربانی می گیرد. البته افغانهای درگیر در دو طرف نیز جان های شان را از دست می دهند، معلول و معیوب می شوند. در هیچ کشوری حمله های انتحاری آنهم با کشتار مردم ملکی نتیجۀ معقول و قابل قبول بار نیاورده است. هم چنان در هیچ کشوری ادامۀ حاکمیت با سر نیزۀ بیگانه ها تداوم و بقا نیافته است. هر دو حالت ایجاب می کند تا طرف های درگیر جنگ، به راه حل معقول و پسندیده فکر کنند.  این راه مفاهمه و مصالحه است که خوش بختانه حد اقل یک طرف به آن تمسک می جوید.

 5-      بنیاد گرایی، به نفع هیچ کشور منطقه نیست. حتی اگر همگرایی عمومی یک کشور را کمایی کند و به سیاست رسمی آن مبدل شود، تجرید بین المللی و تعزیرات دایمی فرسایشی را در قبال خواهد داشت. کشور های هشیار منطقه که ریشه های آن را مخفیانه آبیاری می  کنند، در واقع از سبک و سنگین کردن بیناد گرایی سود های  کلان به دست می آورند. بنا برآن همدستی نیروهای افغان با بیناد گرایان به جز تباهی بیشتر افغانستان دست آورد دیگری ندارد.

 6-      کشور های همسایه تلاش دارند که مخالفان دولت افغانستان را با کمک های تسلیحاتی و مالی به ادامۀ جنگ تشجیع کنند و ماهی مراد شان را در باز پس گیری ادارۀ امور کشور از جامعۀ بین المللی به خود و تسویۀ حساب  ضدیت های دیرینه، بگیرند. آنها بیش ازین که به فکر افغانستان باشند متوجه رقابت های خود اند. بنا برآن افغانستان به میدان رقابت های همسایه ها و موضوع انتقام گیری و امتیاز طلبی از خارجی ها مبدل شده است.

موارد یاد شده می رساند که خطر باالقوه مانند شبح سرگردان بر فراز اوضاع سیاسی کشور از یمین و یسار در گردش است. به منظور آگاهی و پیش گیری ازین خطر بایست دست به کار شد و با طرح دور اندیشنانۀ راه حل معقول معضلۀ کشور، راه نفوذ رو به تزاید بنیاد گرایی و آزمندی همسایه گان را بست. این امر از هر نیروی سیاسی متعهد به آرمان های کشور مستقل، دارای تمامیت ارضی، بی طرف و دارای حاکمیت واقعی ملی می طلبد تا با کنار گذاشتن اختلاف های ذوقی و سلیقه یی، آیندۀ کشور را از خطری که موارد آن برشمرده شد، با تصمیم مشترک ملی نجات دهند. مصالح حال و آیندۀ افغانستان با ثبات خواهان ایجاد یک دولت قوی با پشتوانه های قوی زیر چتر ملل متحد می باشد. امکان ایجاد چنین اوضاعی که کشور از امنیت برخوردار شود و جنگ برادر کشی ختم گردد، موجود است. نگارنده افکار خود برای رسیدن به توافق های ملی و بین المللی را به منظور قطع جنگ و علائم مداخله به شرح زیر خلاصه می کند:

 اول- در عرصۀ داخلی

 به منظور تثبیت دورنمای حرکت افغانستان به سوی امنیت و ثبات، اصول کلی سیاست داخلی و خارجی کشور معین و اعلان شود. یک گردهم آیی هم آهنگ ملی ضرورت است تا بر این اصول موافقه کند و اجماع ملی را در موارد ذیل به دست آرد:

·         تأمین اتحاد و همبسته گی سراسری طرف داران نظام در لفظ و عمل و تعیین خط سرخ غیر قابل عبور مطابق به منافع تعریف شده و تثبیت شدۀ ملی؛

·         جلوگیری از تخریب متقابل و کینه ورزی اندرونی ارکان سه گانۀ دولت افغانستان که آب به آسیاب دشمنان افغانستان می ریزد. برای این امر رعایت قانون و احترام به صلاحیت های قانونی ارکان سه گانۀ دولت در گام اول از جانب هریک از قوه ها ضروری می باشد.

·         تأمین هم آهنگی بین نیروهای سیاسی، احزاب، سازمان ها، تنظیم ها و شخصیت های سیاسی نه براساس بده بستان های مالی، مقامی و موقف های حکومتی، بل که بر اساس تعهد مشترکی که نجات وطن و سرنوشت هریک را به دنبال دارد.

·         موافقه بر این امر که مشی داخلی و خارجی و سیاست های که با توافق هم حاصل می شود، اساس هر نوع همکاری مشترک را تشکیل دهد و نیروهای تشکیل دهندۀ دولت به دفاع از آن در برابر تهدید مشترک مکلف باشند.

·         تعهد مشترک به ختم سیاست های تفرقه جویانه و تبدیل ادارۀ کشور به مایملک شخصی. گذار به حاکمیت سالم با رونق صداقت، تعهد به وطن و حفظ افغانستان برای نسل های آینده. نباید مجال آن فراهم گردد که  آنانی  که از حساب ملت با چپاول، اختلاس، رشوت و قاچاق مواد مخدر سرنوشت حال و آیندۀ افغانستان را به گروگان گرفته اند، اقتدارعمومی کشور را با شرکت سرمایه و قدرت بیش ازین  تصاحب کنند. اشتراک سرمایه و قدرت فساد بی سابقه و طولانی را به وجود می آورد و افغانستان را از داشتن حاکمیت سالم و خدمت گزار محروم می کند.

 مصالحه با مخالفان

یکی از مسایل گرهی کشور حل اختلاف ها از راه مذاکره برای نیل به مصالحه است. مذاکرۀ بین الافغانی زمانی نتیجه می دهد که طرف های منازعۀ جاری مسایل شان را به طور روشن بیان کنند. تا جایی که به دولت افغانستان من حیث یک طرف قضیه مربوط است باید جهات ذیل مفهوم و هویدا شود:

·         توافق بر آتش بس شش ماهه، درین مدت زمینه های اعتماد بین طرفین انکشاف داده شود و آتش بس طولانی تر گردد و بر مسایل ذیل کار شود.

•         مشی عمومی مصالحه و نقش مشترک دولت و مخالفان در تعیین و تبیین آن؛

•         نظر خواهی عمومی در بارۀ مشی مذکور؛

•         توافق بر نظریات و آرای مردم از طریق نظر خواهی و جاگزینی آن در مشی مصالحه؛

•         آغاز عملی اولویت های پیش بینی شده در مشی؛

•         توافق بر تشکیل یک اداره کاملاً بی طرف یا ادارۀ موقت ائتلافی برای مدت یک سال؛

•         درین مدت ترتیب مسودۀ قانون اساسی و قانون انتخابات؛

•         برگذاری انتخابات آزاد زیر نظر ملل متحد و سپردن زمان امور به حاکمیت انتخابی.

  ·         تضمین های حقوقی و قانونی عدم تعقیب و پیگرد داخلی و خارجی مخالفان بعد از مصالحه و تضمین انصراف از برخورد های مسلحانه؛

·         به شورای امنیت ملل متحد به حیث تضمین کنندۀ مهم مشی توافق شده و ممانعت کنندۀ تخطی صلاحیت داده شود که جانب تخطی کننده را با طرق و وسایل گوناگون به شمول عملیات نظامی، به ایفای تعهد ارائه شده وادار کند.

 در صورتی که بنا بر عدم اعتماد و مداخلۀ همسایه این توافق عملی نباشد، هر دو طرف یعنی دولت افغانستان و مخالفان مسلح با تعهد سپردن صلاحیت جست وجوی راه  حل مسایل کشور به یک هیئت بی طرف بین المللی، به شمول کشور های اسلامی غیر از پاکستان، ایران و عربستان سعودی، بسپارند. این هیئت کار حکمیت بین المللی را اجرا نموده کار های ذیل را انجام دهد:

•         تماس و مذاکره غیر مستقیم با جوانب درگیر به منظور حصول طرح های آنها؛

•         تأمین نزدیکی بین طرح ها با سازماندهی ملاقات های غیر مستقیم؛

•         کسب صلاحیت ترتیب راه های ترکیبی از مجموع طرح های طرف ها؛

•         گرفتن توافق عمومی بر طرح نهایی؛

•         اعلام و تطبیق. درین طرح واضحاً ضمانت های اجرایی و جلوگیری از تهدید و انصراف از تعهد گنجانیده می شود.

 دوم- در عرصۀ منطقه

افغانستان به سبب، آزمندی ها و رقابت همسایه ها  و همچنان قسماً سیاست های نادرست داخلی، معروض مداخله های پنهان و آشکار آن ها بوده است. امروز به هیچ کس پوشیده نیست که دخالت و رقابت همسایه ها درافغانستان، پای بند ترقی، سعادت، صلح و ثبات این کشور بود و است. به اندازۀ سر مویی شک وجود ندارد که با ستراتیژی ها و سرمایه گذاری هایی که همسایه ها در افغانستان دارند، موارد مداخله مبتنی بر داشتن یک حاکمیت ضعیف، دست نگر، وابسته، پارچه پارچه و بی دفاع که مانع عزایم همسایه ها شده نتواند، در آینده نیز کاهش نمی یابد.

انکشافات بعد از کنفرانس بن و مخصوصاً همکاری جامعۀ بین المللی در کشور، دماغ سیاست مداران کشورهای همسایه ما را داغ تر کرده است و بنا بران در هر لباسی یا دوستی یا دشمنی در لباس دوستی، کار مخفی تمویل خرابکاران و ذرایع دیگر می خواهند جامعۀ بین المللی در افغانستان را مجاب و مجبور به بازگشت کنند. این ترفند ها حتی در اثر گذاری منفی بر روان دولت داران افغان بی نقش نمانده است.

بنابران به منظور حفظ سلامت کشور و دفع دایمی انواع مداخله ها، افغانستان بایست به سیاست های پیش گیری کننده با پسشتوانۀ ملل متحد توصل جوید. یکی ازین سیاست ها، دعوت تدویر یک کنفرانس منطقه یی با عضویت، افغانستان، پاکستان، هند، چین، ایران، روسیه، ازبکستان، ترکمنستان و تاجکستان زیر سرپرستی ملل متحد می باشد. این کنفرانس به موضوع های ذیل بپردازد:

  ·         تضمین همکاری در قطع تسلیمی اسلحه و مهمات به مخالفان؛

·         تعهد برای همکاری در روند مصالحه؛

·         ایجاد گروه های نظارت از ترکیب قوای خارجی مقیم افغانستان در سرحدات کشور، به منظور کسب اطلاعات موثق از رفت و آمد و اکملات مخالفان از کشور های همسایه.

·         ایجاد تیم تحلیل و تجزیه اطلاعات و ترتیب عمل دان به آن از جانب کشور های همسایه وقوای بین المللی مقیم افغانستان؛

·         در صورت تخطی یکی از جوانب از تعهدات پیشبینی شده عملی کردن تعزیرات بین المللی بر جانب تخطی کننده؛

·         حمایت و تشویق نیروهای داخلی در رسیدن به حل جامع مسایل مورد منازعه و دست یابی به مصالحه.

 سوم- در عرصۀ بین المللی

منطقه ای که افغانستان در آن قرار دارد، از نظر ژیوپولیتیک، ژیو اکنومیک و همچنان بیاد گرایی حایز اهمیت بین المللی است. در صورتی که بنیاد گرایی منطقه باهم وصل شود، درد سر های به مراتب کلان تر از حادثۀ نهم سپتامبر 2001  برای غرب را در قبال خواهد داشت. بستر آرام پرورش، آموزش، سرباز گیری و پلان گذاری این درد سر ها که حتی احتمال دست رسی به نیروی اتمی هم به مشاهده می رسد، این منطقه است. بناءً همین یک مسئله کافی است که توجه بین المللی را جلب کند. صلح وثبات در افغانستان و اهمیت آن بر امنیت بین المللی همرشته و پیوسته است. به نظر می رسد جامعۀ بین المللی می تواند و باید با تدویر یک کنفرانس بین المللی در بارۀ افغانستان، اوضاع منطقه را با ثبات کند. پیشنهاد می شود این کنفرانس بین المللی بنا به درخواست افغانستان با اشتراک اعضای دایمی شورای امنیت ملل متحد، یک تعداد کشور های که در افغانستان حضور نظامی دارند، چین، پاکستان، عربستان سعودی، ایران، هند، روسیه، تاجکستان، ترکمنستان، ازبکستان و ترکیه دایر شود و بر موضوع های آتی تصمیم بگیرد:

·         تعهد بر عدم مداخله در امور داخلی یک دیگر، ختم و بستن پایگاه های تربیه، تمویل، تجهیز و اعزام خرابکاران داخلی و غیر داخلی به افغانستان؛

·         اطمینان از این که مناسبات افغانستان با جامعۀ جهانی به ضرر کشور سومی نیست و بنا بران تلاش های کمک گرانه به مخالفان به منظور فرسایش نیروهای نظامی خارجی و اعمال خستگی از ادامۀ جنگ، نا مناسب و هراس واهی می باشد.

·         تشویق راه حل سیاسی مسایل افغانستان با ذرایع ووسایل سیاسی، کمک های اقتصادی و کمک به کشورهای همسایه در تبارز حسن نیت در بارۀ تأمین مصالحۀ ملی افغانستان؛

·         تثبیت یک سیاست دفاعی دراز مدت تحت نظر ملل متحد در مورد افغانستان و تعهد محکم جامعۀ جهانی مبنی بر این که افغانستان بی دفاع در برابر تعرض های مخفی و آشکار همسایه تنها گذاشته نشود.

·         ارزیابی پلان صلح  و مصالحۀ افغانستان در اجلاس سالانه ملل متحد و اشراف بیشتر و موثر شورای امنیت ملل متحد بر قضایای کشور و چگونگی صلح و دفاع از افغانستان که باعث اجماع ملی و بین المللی از شفافیت ماموریت های خارجی در کشور شود.

·         تشویق کشورهای منطقه به این امر که از تقویۀ بنیاد گرایی و سیاست های زود گذر رقابتی دست بردارند و همه مکلف به تطبیق پلان صلح سازمان ملل باشند.

با تأکید یاد آوری می شود که اوضاع منطقه و افغانستان اگر به حال خود گذاشته شود، آبستن تحول های شگرفی خواهد بود که اگر امروز جلو آن گرفته نشود، در موقع دیگر مبارزه با اوضاع پیش آمده و تهدید های بنیاد گرایی نیروها و امکانات به مراتب بیشتر نیاز خواهد بود.