پیشگفتار

در هفت سال گذشته، شورش ها بر توجه نظامیان امریکا، اثر گذار بود، اما تاریخ آن درازتر از این است و عملیات های نظامی امریکا را در آینده نیز به گونۀ برجسته شکل خواهد داد. بنابر این، مشخصه های عمومی شورش ها و مهم تر از آن، این که چگونه پایان یابند، مورد علاقۀ زیاد نزد برنامه سازان امریکا می باشد.

 بررسی حاضر، بررسی ردیف بندی ناشدۀ دارای دو بخش را ترتیب داده، که شورش ها را با جرئیات زیاد مورد بررسی قرار می دهد. پژوهش مستند در این رساله به طور کلی بر شورش های پایان یافته تمرکز می کند. دریافت های آن بر بررسی های کمی هشتاد و نه قضیه بنا شده است. جیمز بروس(James Bruce) مدیر عمومی پروژه بود.

 این پژوهش با فعالیت اطلاعاتی نیروی بحری امریکا(MCIA) حمایت و در مرکز پالیسی اطلاعات(IPC) مربوط به انستیتوت پژوهش دفاع ملیRAND، یک مرکز تحقیق و انکشاف تمویل شدۀ فدرال، توسط دفتر وزیر دفاع، دفتر مشترک، فرماندهی های متحد مبازران، پیش برده شده و از سوی نیروی دریایی، بحری، نماینده گی های دفاع و انجمن اطلاعاتی دفاع، حمایت شده است....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه

  هدف و روش

این رساله پایان یافتن شورش ها را به منظور آگاهی دادن به کاردان ها و رهنمایی تحلیل های ستراتیژیک و عملیاتی، شرح می دهد.

 روش اسلوبی و علمی ما دو بخش داشت. یکی، بازبینی ادبیات و نشرات شورش و ضد شورش(COIN)، و دوم، تحلیل و تجزیۀ کمی و کیفی هشتاد و نه قضیۀ موردی شورش." شورش ها چگونه پایان می یابند" چند یافته به دست داد، که برخی ها دانش عرفی و سنتی مربوط به شورش و ضد شورش را تقویت کرد و شرح داد. برخ دیگر، برای سیاست مدارن و برنامه سازان  دست رسی جدی به مسایل پیچیده و فرصت ها را برابر کرد. ما از تحقیق های کمی به درجۀ اول، یافته های اضافی به دست آوردیم. این یافته ها، برخی از بینش های مفید در مورد کامیابی یا شکست نسبی روش های کارگرفته شده توسط هر طرف  را که در پایان دادن شورش استفاده شده است، نشان می دهد. شماری از این یافته های اضافی، اثر عامل های کاربردی (عملیاتی) و محیطی عملیات ضد شورش را شرح می دهد و به موجب آن تصمیم گیران سیاسی را آگاه می کند.

 سر انجام، ما مجموعه شاخص های کلیدی گرفته شده از نتایج بررسی را شرح می دهیم. RANDT، شاخص های کلیدی که به طور گسترده به تمام محیط های عملیاتی قابل اجرا باشد را مشخص می کند. دیگر شاخص های دلچسپ اما دارای قابلیت اجرایی کمتر گسترده، در متن یاد آوری شده است. خواننده می یابد که دانش عرفی، در مورد نقطۀ اوج شاخص های ضد شورش، برای چگونه گی پایان دادن به شورش به وسیلۀ پژوهش به شدت تقویه شده است.

 یافته های کلی به دست آمده از بررسی های تاریخی به مثابۀ نسخۀ تجویزی برای عملیات آینده و در حال اجرا، قبول نخواهد شد. به گونۀ مثال، مادامی که ما می یابیم که شورش های ده سال پاییده اند، پیشنهاد نمی کنیم که هر شورش معین ده سال ادامه خواهد کرد. پیش گویی برخی پی آمد ها از فرضیه های عمومی، منطق مشرک، یا مطابق برخی از تعریف های علمی استدلال نادرست محیطی می باشد. یافته های کمی به تنهایی نمی تواند و نه باید کارزار برنامه سازی ضد شورش را شکل دهد. مزید بر این، یافته های ذکر شده لازمی اند، از روی نیاز و الزام، سبب نیستند. به کلمه های دیگر، نشان دهی تنها یک عامل، مانند دسترسی به مخفی گاه یا حمایت خارجی، از روی الزام نقطۀ اوجی را ایجاد نخواهد کرد که نشان دهندۀ آغاز ختم شورش باشد.

 یافته های کلیدی

شورش های امروزی قریب ده سال دوام داشته و شانس ُبرد دولت به مرور زمان اندکی افزایش یافته است. تحلیل های هشتاد و نه قضیه این ارزیابی نشان می دهد که میانگین دوام شورش ها ده سال است. شورشی که در ده سال یا پیش از آن به نقطۀ اوج رسیده باشد، به نوعی در شانزده سال به تدریج پایان می یابد. این یافته ها، با دانش عرفی و همچنان با نتیجه های نشر شده در طیف گستردۀ ادبیات ضد شورش، برابر است. گذشته از این، اگرچه داده های آماری تنها نشان دهندۀ رابطۀ ضعیف بین زمان و پی آمد است، شورش هر اندازه طول بکشد، دولت شاید بیشتر در بُرد باشد.

 بر اساس این یافته ها، یک ضد شورش شاید تصور کند که کارزار به نوعی در امتداد قوس ده ساله ختم خواهد شد. در بهترین حالت، این یافته ها، سبب سبز شدن نشانگری برای برنامه ریزی فرضیه های اساسی می شود و این تصور را رد می کند که شورشیان به ساده گی با آن چه باقی مانده، برنده شده می توانند. با نظر داشت همه عامل های دیگر، دولت اجرا کنندۀ کارزار ضد شورش با نزدیک شدن به راس این قوس ده ساله، نباید پندارد که مدوامت شورش از کامیابی احتمالی خبر می دهد. دنبالۀ ماهیت کامیابی های دولت- جایی که خشونت به آرامی نه به تندی فرو می کشد، چنان که، در کامیابی های شورش معمولی مفهوم نقطۀ اوج را که در متن توضیح داده شد- منعکس می کند.

 یک شورش بدون این که بُرد یا باخت آن برای چند سال محقق شود، به طور موثر پایان یافته می تواند. چنان که در برخی از قضیه ها نشان داده خواهد شد، شورش های "شکست خورده" می توانند به سازمان های خرد تروریستی بیشتر خشن تجزیه شوند، یا با نیت شعله ور کردن دشمنی، تا زمانی که وضعیت برای شان آماده گردد، کرخت شوند. تشکیل اردوی واقعی جمهوری خواه ایرلند(RIRA)، در موافقت نامه شب خوب جمعه و پیدایش دو بارۀ مسیر درخشان گریلاهای پیرویی(کشور امریکای جنوبی)، بیانگر این دو گرایش است.

 پس گرفتن حمایت و دوری از آن وضعیت، شورش را فلج می کند به نوعی به شکست آن  می انجامد. حمایت منتاقض و بی طرف به هر جانب به طور عموم از شکست خبر می دهد. حمایت دولتی به ساده گی، فراهم کردن پشتیبانی مستقیم یا غیر مستقیم به شورشیان از سوی یک حکومت تعریف شده است.(مانند حمایت ایالات متحده از مجاهدان افغان در برابر اتحاد شوروی سابق در جریان سال های 1980). یا حمایه یک حکومت به حکومت دیگر. حامی ها، حمایه های مستقیم را در قالب مداخلۀ نظامی یا حرکت های اعتصابی، استقرار دسته های از نظامیان، یا فرستادن آموزگاران و حمایه های غیر مستقیم مالی یا مجهز کردن را آماده می کنند. شورش هایی را که مطالعه کرده ایم و آن هایی که حمایت دولتی با خود داشته اند از نظر آماری از هر دو تا، یکی آن برنده شده است، البته از میان قضیه های قطعی شده. هرگاه این حمایت به کلی قطع شده( به طور مثال، یونان 1945-1949)، نسبت پیروزی برای شورش ها به یک چهارم پایین افتاده است.( همچنان در قضیه های قطعی و نه ترکیبی- مختلط یا جاری.) به کلمه های دیگر، از دست دادن حمایۀ دولتی با نقطۀ اوج در ارتباط است. از دست دادن حمایت اغلب با از دست دادن پایگاه- نیاز بسیار مهم برای شورشیان، به همراه است. تاثیر عقب نشینی دولت از حمایت، یکی از بیشترین و قوی ترین یافته های آماری این بررسی است. ما تاثیرات فلج کنندۀ حمایت منتاقض و ناجور برای شورشیان را به مرور زمان در قضیه های انگولا و جنوب تایلند، نشان خواهیم داد. در قضیۀ انگولا، حمایت ثابت و استوار به  شورشیان جنبش ملی آزادی انگولا، یا (جنبش ملی برای آزادی انگولا-MPLA) به این سازمان ها مجال داد که شورشیان اتحاد ملی برای آزادی کامل انگولا(UNITA) را تحت شعاع قرار دهد. این آخری، گروهی بود که از بیش از دوازده کشور حمایت می گرفت اما از هیچ یک به طور اختصاصی حمایتی دریافت نمی کرد. حمایت ناجور و پراکنده یا قطع نا به هنگام آن به دولت های در حال درگیری به یک جنگ ضد شورش، طوری که در قضیۀ ویتنام یا کوبا در میان قضیه های دیگر، صورت گرفت، همچنان می تواند فلج کننده باشد.

 دموکراسی کاذب- به نام(شبه دموکراسی ها) اغلب در برابر شورش ها پیروز نمی باشند و بسیار به ندرت به تحقق دموکراسی نایل می شوند. از هشتاد ونه قضیۀ مطالعه شده، پانزده تای آن کاذب یا دموکراسی های تنها به نام، توصیف شده می تواند. دموکراسی کاذب شکلی از ضعف دولت داری است که نه در دموکراسی خوب است و نه در استبداد: کمی از اصلاحات استفاده می کند و باید از کاربرد موثر تاکتیک های سرکوب کننده، در جهت حفظ نمای دموکراسی خود داری کند. شبه دموکراسی ها در برابر شورش ها، تاریخچۀ معدود دارد. پانرده درصد تمام درگیری های آن، کامیاب شده است( این، نسبت یک هفتم را با هشت موردی که جریان دارد یا دست آورد آن ترکیبی- مختلط است، می سازد). درس هایی که از یک مورد کامیاب دموکراتیک سازی یعنی کرویشیا، تشخیص کرده ایم، قابل بحث است. ولی از روی الزام قابل انتقال و تطبیق به سایر درگیری ها نمی باشد. دموکراتیک کردن یک شبه دموکراسی در میان یک شورش ناخوش آیند است، اما چنان چه لازم باشد، اقدام ناممکن نیست.

 شاخص های کلیدی

فرار، پناهنده گی و نفوذ کردن

میزان هایی که این پدیده ها در آن ها واقع می شود، هم چنان تغییرات در این میزان ها، بارها، گرایش های مهم و گاه گاه نقطه های اوج را نشان می دهد. فرار، زمانی رخ می دهد که یک شورشی، یا مامور دولت(سرباز، کارمند، یا موظف خدمات عامه) از کنترول تشکیلات مربوط بدون لزومِ رساندن آسیب به طرف دیگر، می گریزد. پناهنده گی، زمانی رخ می دهد که گروه داخل جنگ یا بخشی از آن، طرف خود را تغییر دهد و به ارادۀ خود به طرف مخالف بپیوندد. نفوذ، داخل شدن عناصر دوست در سازمان جنگنده های مخالف یا"تغییر جهت دان" پنهانی جنگنده ها، که به عنوان خبر رسان ها کار کنند.

 مهم است که تحلیل و تجزیۀ گرایش های هم پیوند میزان پناهنده گی و فرار به خصوص، با نفوذ اشتباه نشود. اگرچه فراری ها شاید پناهنده شوند، در بسا قضیه ها به طور ساده فرار می کنند. به فرض این که، اطلاعات دقیق به دسترس است، آمار پناهنده گی و فرار باید به طور جداگانه پیگیری و برای ارزش های مربوط با دقت تحلیل و تجزیه شود. هرگاه فراریان به طرف دیگر پناهنده نشده باشند، این امر شاید رهایی هر دو طرف از بی باوری و توهم را نشان دهد. یا یک سلسله عامل های دیگر را منعکس کند(به طور مثال، شورشی به خانه برگشته تا حاصلات فصلی خود را بردارد، به این نیت است که سرانجام دوباره به شورشیان خواهد پیوست). همچنان مهم است تحلیل شود که چه کسی فراری است. برای مثال، افسر فراریان شاید بیشتر از یک سربار پیاده این بخش ارزش داشته باشد. فراریان ساده باید از روی الزام، به عنوان شاخص های مهم در کامیابی یک  طرف یا طرف دیگر پنداشته نشود.

 معلومات و گزارش دهی

تحلیل کیفی هشتاد و نه قضیه، دانش عرفی را در تمایل شهروندان، یعنی در گزارش دادن از فعالیت های شورشیان به دولت ثابت می کند که در کل منعکس کنندۀ کامیابی برنامه های آرامش و امنیت دولت می باشد. بر عکس، کمبود گزارش دهی با کمبود برنامه ها بسته گی دارد. تغییر در شمار و کیفیت گزارش در هر جهت شاید تغییر در حرکت، به ویژه در سطح تاکتیکی را نشان دهد. هرچند تعیین کمی این نوع گزارش دهی دشوار است، برخی از ضد شورشیان، شمار و کیفیت این خط رابطه (تیلفون) را دنبال کرده اند که به عنوان اندازی گیری پیروزی یاد می شود. اندازه گیری خط تماس ها، ارزش های شک آلود اند، به ویژه با توجه به شمار راه هایی که در آن ها، خط تماس ها می تواندکلاه برداری و خدعه باشد. در بهترین وضعیت، تمام شیوه های گزارش دهی(تیلفونی، رو به رو، نوشتاری) دنبال شده می تواند.

 

 

 

 

 

 

 یافته های اضافی

شورش پیچیده، پایان دنباله دار و پیچیده

شورش های با بیشتر از دو طرف آشکار، بیشتر با خشونت است، پیچیده می باشد و پایان زمان گیر دارد. افغانستان با داشتن کم از کم هفت گروه عمده قومی، چندین سازمان شورشی، ایران، پاکستان، هند، ایالات متحدۀ امریکا، ناتو و شمار دیگری از بازیگران که همه ادعای سهمی در نتیجۀ جنگ دارند، همین موردی است که ذکر شد. در حالی که همه طرف ها به پایان دادن فوری درگیری خرسند نباشند، شاید ناراض بودن یک یا چند طرف، پایان درگیری را پیچیده کند و به شورشیان مجال دهد که آن را خاموش یا سر انجام دو باره شعله ور کنند.

 دولت ها بیشتر از شورش ها دوام می کنند

برخلاف دانش عرفی، شورش ها با کوشش به دوام آوردن بیشتر از دولت، برنده بوده نمی تواند. در واقع، در دراز مدت دولت ها به بُرد بیشتر نسبت به هیچ مایل اند. به نظر می رسد که این یافته ها، این تصور را رد می کند که عامل زمان همیشه مقابل ضد شورش سیر می کند.

 دولت ها بدون حمایت، بهتر اند

دولت ها از حمایت مستقیم بهره می برند، اما زمانی که حمایت غیر مستقیم فراهم شود، بیشتر و مکرر به زیان مند شدن گرایش پیدا می کنند؛ این ها با نبود کمک های خارجی اندکی خود را در کل بهتر خواهند کرد. یک بار که کمک گرفته شد، یک وابسته گی قریب دایمی به حامی خارجی ایجاد می شود. قضیۀ حمایت امریکا از ویتنام جنوبی را با کمک چین(و شوروی) به شمال، مقایسته می کنیم.

 شورش با سلسله مراتب و زمینۀ روستایی همساز است.

سلسله مراتب متحد نسبت به شبکه های تکه پارچه، کار زیادی برای شورش کرده می تواند. بیشتر شورش ها از این دو نمونه ترکیب شده اند. اما شورش های شهری نسبت به روستایی، مایل به شبکه ای بودن می باشند. این یافته ها با یافته هایی که در آن شورش ها در کشورهای دارای عاید میانه و شهر نشین کامیابی کمتر داشته اند، پیوند نزدیک دارد. شورش، تلاش خوب عملی شده در مناطق روستایی، یا ترکیبی از شهری و روستایی است.

 دهشت افگنی بیشتر معکوس است

کار زار ترور و دهشت گسترده توسط شورشیان با شکست شورش قرین است. اما حمله های ترور گزینشی که ملکی های بی غرض را نمی کشد، قرین نشانۀ برتری شورش می باشد. به کلمه های دیگر، گروه های دهشت افگنی ای که در استفاده از  تروریزم، تلفات ملکی همکار دولت را به کمترین حد رسانده اند، به احتمال، نسبت به آنانی که این کار را نکرده، بیشتر کامیاب بوده اند. تحلیل های کیفی نشان می دهد که کاربرد یک سرۀ دهشت افگنی، نشانۀ اعتماد بیش از حد، یا برعکس نشانۀ ضعف است.

 شورشیان  ضعیف پیروز شده می توانند

نیاز نیست،برای کامیابی، شورشیان نظامیان نیرومند باشند و، در واقع نیرومندی نظامی می تواند نقش وارونه داشته باشد، هرگاه تهدید پیروزی شورشیان نظامی، نیروی امنیتی دولت را تحریک کند. در قضیه های دراز مدت شورش ها، مانند شورش کولمبیا و سریلانکا، دولت قادر بود به کوشش های ضد شورش- حتا در رویا رویی با واحد های شورش قدرت مند، نیروی تازه ببخشد(در این قضیه نیروی مسلح انقلابی کولمبیا FARC و ببر های تامیل، مورد دارد).

 پناهگاه برای شورشیان حیاتی است   

دسترسی به پناه گاه با احتمال پیشرفتۀ پیروزی شورشیان پیوند مستقیم دارد، اما در صورتی که به گونۀ ارادی و اختیاری آماده شود. شورشیان بدون بعضی از انواع پناه گاه به ندرت کامیاب می شوند یا باقی می مانند. پناه گاه داخلی نیز بسیار با ارزش است، ممکن به همان اندازه که پناه گاه اختیاری خارجی ارزش دارد.

 نتیجه

شورش های تمام عیار و کامل امور آشفته و بهم خورده  اند. حامیان خارجی گاهی از علل کامیابی پشتیبانی می کنند، اما به ندرت با یک پیروزی مشخص ظاهر می شوند. هیچ یک از هشتاد و نه قضیه، نمونه ای به دست نمی دهد که با پیروزی مبهم متعارف، مانند پیروزی متحدان در جنگ دوم جهانی برابر بوده بتواند. تجربۀ نو امریکا در ضد شورش به طور خاص گیر کرده است. ویتنام برای خود سخن می گوید، همچنان عراق و افغانستان نیز چنین می کنند. این شکل ترکیبی نتیجه همه است، اما اجتناب ناپذیر می باشد. به هر حال، برای کم کردن پی آمدهای منفی راه های وجود دارد. شکل دادن پایان شورش با دور اندیشی، انعطاف پذیری ستراتیژیک و عزم راسخ و قوی، ممکن می باشد.

 هنگامی که به گونۀ جامع دیده شد، داده های جمع آوری شده برای این بررسی، چند گرایش سازگار به ختم شورش ها را نشان داد. این روند در مواردی، دانش عرفی را تقویت کرد و به طرف داران شکل دهی سیاست های امریکا در بارۀ عراق و افغانستان اعتبار بخشید. همزمان به حامیان روش های متبادل، به ویژه استفاده غیر مستقمیم از تاکتیک ها و ستراتیژی های معطوف به جدا کردن ضد شورشیان از مردم فرصت داد. در قریب تمام قضیه هایی که ما بررسی کرده ایم، تنها کاربرد روش سازگار و مستقیم شیوه های پایه ای ضد شورش نشر شده از جانب داوید گالولا(David Galula- 1964-2006)، داوید کیلکیولی(David Kilcullen-2009)، توماس.ایکس. هامس(Thomas X. Hammes- 2006)، جنرال داوید پتریوس (GEN David Petraeus)، جنرال جیمس ماتیس(Gen. James Mattis) و دیگران، در انجام مطلوب بررسی ها رهنما بوده اند. بی توجهی به نظریه های کارشناسان پنجاه سال اخیر در بارۀ موضوع، پایان قریب نا مطلوب و شاید فاحعه بار را یقینی کرده است.

 ادامه دارد....