این دانسته گی در ارائۀ پاسخ به پرسش های بسیار مهمی که از رده های برجستۀ فرایند تصمیم گیری امنیت ملی صورت گرفته است، کمک خواهد کرد: عملیات آینده شانس پیروزی خواهد داشت؟ آیا پیش بینی خطر های احتمالی در برابر حیثیت و ارزش های بین المللی با ارزش است؟ آیا وضعیت محیط برای پیروزی موفقانۀ کارزار ضد شورش مساعد به نظر می رسد، یا به ناکامی اشاره دارد؟ به منظور رسیدن به هدف متوقعه، هزینۀ احتمالی در دازمدت مرتبط به تامین امنیت برای مردم، چند است؟

 هرگاه عملیات قابل اجرا پنداشته شود، دانش پایان دادن به شورش، به طرح کارزار ضد شورش معلومات فراهم می کند و به تخفیف انواع انتظار های کاذبِ نقب زنندۀ قوس درگیری های عراق و افغانستان کمک می کند. این درک به برنامه ریزان اعم از سیاست گذاران و ستراتیژیست ها چارچوب واقعی پلان گذاری فراهم می کند. قدردانی و عطف توجه به این اثر، برنامه ریزان را با ابزار ارزشمندی مجهز می کند که در مدیریت یا شاید کاهش زمان پیشنهادی ده تا شانزده سال برای شورش های معمول، کمک  کند.

 منظور رساله

مزید بر شرح این که شورش ها چگونه و چه زمان پایان می یابند، این رساله درای سه هدف ضمنی ولی کمک کننده است. نخست؛ ما به شرح، تعیین و توصیف دانش عرفی در رابطه با شورش و ضد شورش کوشیدیم. دوم؛ مبتنی بر تحلیل و تجزیۀ کمی هشتاد و نه شورش، ما گرایش های مشترک آن هایی که پیروز شده و آن هایی که ناکام مانده اند را شرح کردیم. سوم؛ ما شاخص های قابل انتقال پایان وضعیت ها را برای حرفه یی های اطلاعاتی فراهم کردیم. هرگاه درست ارزیابی شود، این شاخص ها، ضد شورش را در شناسایی یا ایجاد نقطۀ اوج کمک کرده می تواند. مفکورۀ نقطۀ اوج برای گشودن قفل پرسش مرکزی این بررسی که چگونه می توان به شورش پایان داد؟ اساسی می باشد.(نقطۀ اوج را برای اصطلاح انگلیسی Tipping Point-، برگزیدم. از شماری از دوستانی که با این زبان آشنایی بیشتر دارند، کمک خواستم. از قریب پنجاه تن، چهل نفر همین را پسند کرد. با آنهم قابل ذکر می دانم که اصطلاح نقطۀ اوج، به معفوم معنایی بسیاری از قضیه ها مصداق ندارد. بهتر است به جای آن نقطۀ عطف گفته و نوشته شود. درظاهر نقطۀ اوج، به معنای چرخش در یک وضعیت مثبت و دلخواه است، در حالی که می تواند نباشد. منظور نویسنده گان متن این است که حالتی از نظر کیفی نوین ایجاد شده، اما به این که مسیر منفی یا مثبت می پیماید، کاری ندارند. این وضعیتی است که در گذشته نبوده و برای دگرگونی وضعیت زمینه ایجاد کرده است. اما نطقۀ عطف که تمرکز و امعان نظر و... معنا دارد، باز هم از نظر معنایی مفهوم دقیق ارائه نمی کند. به هر حال با توجه به مثال ها و نمودار های رسم شده، درک این مفهوم آسان تر می شود. خواننده در انتخاب هریک از معناهای یاد شده مخیر است- برگرداننده).

 مالکولم گلادویل(Malcolm Gladwell-2000) مفکورۀ نقطۀ اوج را درکتاب پر فروش خود بیان کرد. هرچند این اصطلاح به ذات خود واضح است؛ منظور از آن نقطه ای می باشد که در آن رویداد ها چرخش قاطع به سوی نتیجۀ نهایی اختیار می کنند- شناسایی عامل هایی که مسبب ایجاد نقطۀ اوج می شوند، اغلب پوشیده و گریزان می باشند. مزید بر این، به طور عادی شناخت نقطۀ اوج پس از مدت درازی سپری شده، دشوار می باشد. گلادویل گزارش کرده که بیشترین نقطه های اوج که رخ داده اند، حتا برای نزدیک ترین ناظران، ناشناخته بوده اند و این که این ناظران، از نمونه های منطبق به وضعیت ها و رفتار ها، بیشتر نتیجه های اشتباه آمیز بیرون داده اند.

 عنصرهای کیفی این پروژه بر بخشی از شناسایی و شرح نقطه های اوج در یک مجموعۀ گزیدۀ کارزار ضد شورش متمرکز است. این نقطه ها نشاندهدۀ شروع پایان شورش است. کدام عامل ها به این نقطه راهنمایی کرد؟ کدام رویداد، عمل، یا کمبود عمل در زایش یک نقطۀ اوج مهم بود که به ختم شورش منتج شد؟ ما همچنان رویدادهای پسین این نقطۀ اوج را امتحان و تشریح کردیم. با پوشش دادن و تامین این ارزیابی های کیفیی بر تحلیل های کمی گرایش های شورش، شاخص های مورد نیاز توصیف شده می توانند.

 هریک از شورش ها نقطۀ اوج نداشت، یا ندارد. شورش های زیاد در مذاکره های دراز برای توافق ها ختم شده اند، برخی از آن ها از دید دولت و شورشیان بی نتیجه مانده اند. برخی از قضیه ها با ختم به ظاهر روشن، در یک نقطه به شورشیان ضربه زده است، تنها برای ضربه زدن دوباره در سال بعد، وقتی شورشی ها از پس خواب زمستانی یا پناه گاه خارجی ظاهر شوند، بوده است. در این رابطه یک نقطۀ اوج نشانۀ بی برگشت بودن یک رویداد نمی باشد. در عوض این برای تشریح قضیه های تاریخی به حیث یک شیوۀ وصفی و به مثابۀ نشانگر برای تحلیل های استخباراتی، استفاده می شود. ما با استفاده از یک مثال، در فصل پسین توضیحات بیشتر در بارۀ این مفکوره آماده کرده ایم.

 چون بسیاری از متغیرهای منحصر به فرد شورش ها را معین می کنند، مانند فرهنگ محلی، سرزمین، اقتصاد و دولت، با نام گیری از چند تای آن، ما دریافیم که تنها یک مجموعۀ خُرد شاخص ها برای عمومیت دادن مناسب است. کوشش در دریافت درس های کلی از شورش ها، در بهترین حالت یک علم نادرست است و در بدترین حالت، فریب کاری گفته می شود. بررسی های گسترده می تواند با تکرار ساده به تمرین ها محول شود، در حالی که قضیۀ موردی کم پهنا چند حقیقت عمومی را پیشکش می کند. داوید کیلکیولن(David Kilcullen) متخصص شناخته شدۀ ضد شورش، دشواری های مختلف را به این شیوه جمع بندی کرده است.

 مجموعه معیارهای اندازه ای، محک ها یا روش های فنی برای کابرد به همه شورش ها یا معتبر نگهداشتن برای هر شورش ساده در سراسر دایرۀ زنده گی آن، وجود ندارد. " قانون" ثابت ضد شورش وجود ندارد....(کیلکیولن2009- ص 183).

 به هر حال، برخی از کارشناسان برجسته(منجمله کیلکیولین) عصارۀ چند درس عمومی را به دست دادند. کارهای نخستین مائوتسه تونگ، داوید گالولا و شمار دیگر، همه به شورش ها و ستراتیژی های ضد شورش اشاره دارد که به طور تقریبی ضرورت آن را در عملیات محیط های متوع اثبات کرده می تواند. یک بخش شایان توجهِ ادبیات موجود از همین دانش عرفی و پرسش هایی که در بررسی پرسیده شده، بحث می کند، یک بازدید کوتاه از آنچه پیشتر در معرفی این بخش آماده شده است. این درس ها، تصویر کلانی از دانش عرفی در بارۀ شورش و ضد شورش ارائه می کند.

 ما قصد باز گویی سادۀ فرضیه ها یا تکرار دانش عرفی را نداریم. در عوض، از یک آزمایش با جزئیاتِ کمی و کیفی اطلاعات برای تشریح، تصدیق یا رد پیمان استفاده می کنیم. باور داریم که بررسی عمیق چنین قضیۀ قابل توجه نمونه ای، شاید بعضی نتیجه های پیشبینی ناشده بار آورد؛ این امر در برخی از قضیه ها درست از آب بدر می شود. بعضی از اطلاعات از روی التزام، بی نتیجه یا از نظر کیفیت ناچیز ثابت می شوند.

 یادداشتی در بارۀ  همزمان بودن تهدید ها و عملیات ها

این رساله وقتی نشر شد که ایالات متحدۀ امریکا همزمان به دو عملیات ضد شورش متعهد بود. در صورت لزوم، داوری در بارۀ رساله باید در رابطه با این تعهدها انجام شود. چشم داشت این است که یافته های مربوط به زمان و معاصر را آماده کند. راستی، فعالیت اطلاعاتی نیروی بحری امریکا(MCIA)، در آغاز ماموریت پروژۀ چتر، برای شورش ها چگونه پایان می یابند را به منظور کسب چشم انداز عملیات های ضد شورش نیروی بحری، در ولایت الانبار عراق به دوش گرفت.

 هنگامی که عملیات های الانبار فروکش کرد، ما باید بین دو روش معرفی شده انتخاب می کردیم. نخست برابری مستقیم هر یافته با بعضی از موضوع های گستردۀ مرتبط با عملیات آزادی پایدار و آزادی عراق خواهد بود. با دنبال کردن این روش، گزارش نهایی رابطه های نزدیک داده های مربوط را در حالی شرح خواهد کرد که بخش های پیرایش شده آن غیر عملی یا انحرافی پنداشته خواهد شد. به هر حال، چنین بررسی نشان گرفته شده با دیگر عملیات های در حال اجرا و یا آینده کمتر وابسته خواهد بود. به طور حتم زمان و ارزش ها را هدر می دهد.

 در عوض، ما پسندیدیم که یافته های گسترده را به مقصد همکاری و کمک به بدنۀ ادبیات ضد شورش پیشکش کنیم. در این راه سیاست گذاران و برنامه ریزان می توانند از تحلیل های ثبت شدۀ تاریخی، نتیجه گیری های خود شان را بیرون دهند. افغانستان( 2001) و عراق( 2003) در هشتاد و نه قضیه حساب شده اند. اما این تحلیل تنها به گونۀ گزینشی به عملیات جاری ضد شورش امریکا برای پشتیبانی از تحلیل های کمی و کمک به تشریح گرایش های کمی عطف دارد.

 مزید بر این، ما تمرکز بر تهدید جهانی اسلامی یا مذاهب دیگر را به استثنای آن هایی با قضیه های منحصر به فرد شورش مرتبط بودند، اختیار نکردیم. باور داشتیم که ارزیابی به زودی به آزمون دانش عرفی زیر موضوع تروریزم جهانی گیر خواهد کرد. که اگر کدام قضیه ای چنین باشد، تنها در بررسی شورش و ضد شورش به کار رفته است.

 روش تحقیق

روش پژوهش ما دو مرحله دارد. نخست، ادبیات شورش ها و عملیات های ضد شورش را شناسایی و بازبینی کردیم. در میان سایر چیزها، این بازبینی برای شناسایی آنچه را دانش عرفی راجع به شورش ها می گوییم، و این که چگونه پایان می یابند، اساسی را فراهم کرد. سپس به یک روش بررسی موردی به مثابه یک راه آزمودن اعتبار این دانش و شناختن معلومات مزید مرتبط به ختم شورش ها تصمیم گرفتیم. اما برای چنین کاری، لازم بود تعیین کنیم که کدام قضیه ها بایستی تحلیل و تجزیه شوند. نقطۀ آغاز کار ما، اطلاعات جمع آوری شده در بارۀ شورش ها از سوی جیمز فیرون(James Fearon) و داوید لیتین(David Laitin- 2003)، بود، که شامل 127 شورش می شد. ما با غربال کردن، این شمار را پایین آوردیم و بعضی از گزیده های خود را افزودیم(به طور مثال، شورش های پیش از کار فیرون و لیتین). سر انجام به هشتادو نه مورد رسیدیم که در تحلیل از آن ها استفاده شده است. منطق افزودن و کاستن قضیه ها در پیوست(الف) توضیح داده شده است. پیوست(د) لست شورش های از قلم افتاده را داراست.

 پس از شناسایی شورش هایی که می خواهیم بررسی کنیم، از دو راه به آن ها نزدیک شدیم. یکی کمی و دیگری کیفی. در مرحلۀ کیفی ما طبقه بندی سادۀ پایان یافتن شورش ها را انکشاف دادیم: دولت برنده، شورشی های برنده، ترکیب هردو و در جریان. هر شورش به یکی از چهار پی آمد تخمین شده مربوط می شد. دولت در بیست و هشت مورد برنده است، تشخیص ما این است که در بیست و شش مورد، شورشی ها غالب بوده اند، در نزده قضیه، نتیجۀ ترکیبی از هر دو است. یعنی هیچ طرف به آنچه می خواست، نرسیده است. شانزده شورش تا هنوز(زمان نگارش- برگردان) باید به پایان برسد.

 سپس هشتاد و نه مورد را به کارشناسان با تجربهRAND و دستیاران تحقیق سپردیم که بشتر آنها آگاهی کافی از منطقه و شورش ها داشتند تا بر اساس پژوهش های پیشین خویش به نتیجه گیری هایی برسند. از آن ها خواسته شد که متغیر های مربوط به شورش ها، دولت ها و کشورها را شناسایی کنند. این تمرین دو بار انجام شد. در بهار 2006، بررسی نخست در بارۀ بُرد و باخت دولت ها با تکیه بر عامل ها و مسبب های آن. بررسی دوم، در خزان همان سال با تکیه بیشتر به این که شورش ها چگونه به پایان رسانده می شوند. هدف تعیین این نکته بود که کدام متغیر ها در دادن نوعی نتیجه، مشارکت داشته است.

 اطلاعات استفاده شده در انکشاف بخش کمی پژوهش در 2006، جمع آوری شد. به این معنا که آمار پیش برندۀ بررسی از همین سال سرچشمه گرفت. در حالی که اطلاعات بررسی های کیفی تجدید شده بود، بعضی از اعداد آمار، در هنگام برابری با رخداد های جاری شاید بی ترتیب جلوه کنند. به گونه مثال، ما در 2006، شورش طالبان را به عنوان قابلیت حاشیوی ارزیابی کرده بودیم. امروز، این به طور قطع درست نیست. و با عطف به گذشته، دلیل آوردن این که در اوایل 2006، طالبان برای افزایش غیر منتظره آماده شده بودند، نیز درست نخواند بود.

 به منظور فراهم کردن پایۀ آماری تحلیل، بخش کیفی روش از مثال های هشتاد و نه مطالعۀ موردی با اطلاعات کمی، ترکیب شده است. این ترکیب باید یافته های قوی منطقی و در برخی از قضیه ها به طور وسیع گسترده قابل اجرا به وجود آورد.

 گراف های به کار برده شده در رساله

نمایش هندسی یا گرافیک ارزیابی کیفی چند آزمون و دشواری داشت. کوشش در نمایش فراز و فرود(مد و جزر ) یک شورش با استفاده از مقیاس شمارشی، برای طرح درست حرکت در امتداد محور های ایکس (X) و  وای (Y)، یا برای نشان دادن رابطۀ مستقیم به هر درجه ای از اطمینان دور از احتیاط است. در عوض، این رساله بر یک رشته گراف های تصوری که در متن آمده است، تکیه کرد تا مد و جزر شورش ها را چنان که تا پایان وضعیت، بوده اند، نمایش دهد. این گراف ها به خواننده کمک می کند که ختم شورش های را نزد خود مجسم کند. گراف ها از تحلیل های کمی و کیفی رسم شده و روند کلی دورۀ یک شورش، خاصه پایان وضعیت در رابطه با " قوس" کلی درگیری را نشان می دهد. نقشه های گراف ها با افزایش در محور های ایکس و وای به طور ثابت پیوند ندارد. ما این گراف تصوری را از یک متخصص ضد شورش داویدگالولا(1964{2006}، ص 61 شکل 3)، از زد و خورد ضد شورش: تیوری و عمل، نمونه برداری کردیم.

 دانش و حکمت عرفی

ما این اصطلاح را در جهت تعارفی آن به کار می بریم نه در جهت تحقیر آمیز. به این سبب که ما را در یک سو کردن آن چه ما آن را صلاحیت داران عرصۀ شورش و ضد شورش فکر می کنیم، کمک کند. اگر نه هزارها، صد ها نویسنده، کار شان در بارۀ نظریۀ و عمل یا تئوری و پراتیک شورش و ضد شورش و به طور عمده، مطالعات مشخص موردی را نشر کرده اند. این حجم گستردۀ ادبیات از ما می طلبید که تمرکز خود را بر شامل کردن تنها کارشناسان شناخته شده محدود کنیم، چنان که در طرح کردن دانش عرفی صورت گرفت. چون اصطلاح دانش عرفی ابهام ذاتی را مشخص می کند، ما در روند گزینش کمی گریز می کنیم؛ خود را به موجودیت در آن و خوانندۀ رسمی لست محدود نمی کنیم. و چون دانش عرفی همچنان حکمت غالب است، بیشتر کارهایی که ما برگزیده ایم، پس از 1945 نشر شده اند(کار مائوتسه دونگ یک استثنای آشکار است). ما شناسایی فیلسوفان، عمل کننده گان و آن نویسنده گان که در تحقیق و در کارکرد شورش و ضد شورش نقش داشتند، را پیش گرفتیم. به هرحال، کارهای قابل ذکر دانشمندانه در بارۀ شورش و خشونت های اجتماعی را در راستای توازن دادن نوشته های تجربی با خشونت های واقعی شامل کردیم.

 در نتیجه، دایرۀ کارشناسان پر از نام ها، نظریه ها و شرح هایی است که باور داریم دانش عرفی در بارۀ شورش و ضد شورش را شکل داده اند. با مراجعه به این آثار در سراسر رساله، نه در یک فصل، امید واریم به خواننده در برابریِ هر یک از یافته های ما به برخی از فرضیه هایی که برنامه ریزی های کاربردی نو- توصیه کرده اند، کمک کنیم. شرح زیر در اصل، بازدید بسیار کوتاه ادبیات است که مرحلۀ بیان بعدی را تعیین می کند.

 با چند استثنای قابل ذکر(به شمول القاعده در عراقAQI)، قریب همه نظریه های شورش- کمونیست های روستایی-foco، و شهری- درجنگ های چریکی مائوتسه دونگ(1961{2000})، ریشه دارد. مائو، تهدابی برای شورش های کمونیستی روستاییِ هوچی مین Ho Chi Minh و ارنستو چه گوارا Ernesto “Che” Guevara، گذاشت، در حالی که الهام بخش و شکل دهندۀ قریب هر شورش دیگر در اوایل سال های 1960، بود. جنرال وو نگوین گیاپVõ Nguyên Giáp (1961 {2000})، فسلفۀ شورش و تاریخ هوچی مین در جنگ خلق و اردوی خلق- کاری که از جنگ چریکی مائو گرفته شده بود، را چاپ و در الهام بخشیدن شورش معاصر و تازه خدمت کرد. چه گوارا به نوبت خود، با پیوستن به foco  ی خیالی، تعدیلی در نظریه  کمونسیت های روستایی چینایی، با نظریۀ جنگ چریکی مائو برید. ریژیس دوبریRégis Debray، با انقلاب در انقلاب؟ جنگ چریکی چه گوارا را تکمیل کرد. کار تا حدی بیشتر فلسفی که همچنان تصور ویران کننده  focoی روستایی را تغذیه کرد. برگزینی کارلوس مرایگیلا-ی Carlos Marighella، پرخاشگر برای از نو حاضر کردن فلسفۀ شهری، دشوار نبود. کتاب دستی کوچک مرایگیلا در بارۀ چریک شهری در یک نقطه بر اساس اثر مائو و چه گوارا ساخته شد، و سپس با ترک موضوع اصلاحات زمین روستایی و جنگ طولانی، به نفع نوع تُند و انفجار دهندۀ شهری که امریکای لاتین را در اواخر سال های 1960 و اوایل سال های 70، تکان داد، اختلاف پیدا کرد. همچنان از ابراهام گیلین Abraham Guillén، یاد می کنیم. زمانی که از شورش های شهری سخن می زد، او هم با نوعی شورش پیوندی شهری- دهاتی پیوست که در برخی از تضاد های قرن بیست و یکم پدیدار شده بود. در این راه، شاید گیلین بیشترین خیال پرداز نظریۀ شورش باشد. سرانجام، روبرت تابر Robert Taber(1965) دید جالب هرچند ذهنی فلسفۀ شورش و عملکرد آن را در جنگ فلیاFlea، پیش کشید.

 داوید گالیلا(1964{2006}) فهرست ضد شورشیان را با کتاب جنگ ضد شورش، که قریب بیشتر شناخته شده و موثر در موضوع بود، راهنمایی کرد. او تجربه دار عمل گرا بود که با صرفه جویی درخشان می نوشت. قریب تمام فلسفه های ضد شورش مستقیم یا غیر مستقیم از داوید منشا می گیرد یا به او بر می گردد. هرچند شماری از فلاسفه و عمل گرایان ما مستقلانه به فرجام مشابه دست یافته اند. در بارۀ او بیشتر گفته خواهد شد. گالیلا از سوی داوید کیلکیولین به دقت دنبال شده است. کسی که می توان او را در جنگ سراسری با ترور { global war on terror}GWOT" Galula" شناخت. کیلکیولین با نشر غیر رسمی بیست و هشت مقاله (2006) در بارۀ ضد شورش خوب مشهور است، اما همچنان نویسندۀ مقابله با شورش های سراسری (2004) و در این تازه گی ها چریک های اتفاقی(2009) است. او در شکل دهی دانش عرفی، نه تنها از راه نوشته ها بلکه با مشارکت در" موج" عراق و کار برجستۀ ضد شورش با جنرال داوید پتریوس، جان مکین، و تجربه هایش در چندین عملیات ضد شورش در جنوب آسیا، کمک کرد. همچنان کتاب هنر جنگ ضد انقلابی(1966) نیز کمک کننده بود. کتاب مبهم مکین گاه گاهی از سوی کارشناسان ذکر شده، یک منبع قابل دید است.

 هرچند برنارد.ب فال بیش از این که نظامی باشد، خبرنگار و تاریخ نویس بود، ما احساس کردیم که خیابان بی شادی(1964) او را به مثابۀ یک عنوان تجربی شامل کنیم. داستان دست اول و تفکر او در بارۀ آیندۀ" جنگ انقلابی" بر شماری از متخصصان امروزی ضد شورش به شمول کیلکیولین تاثیر داشته است. ریچارد کلیتیر بوک  Richard Clutterbuck، استاد با تجربه با کتاب چریک ها و تروریست ها(1977)، و طولانی جنگ طولانی: ضد شورش در مالایا و ویتنام(1966)، در این ادبیات شرکت کرده است. جیفری ریکارد، به حیث معاون مشاور ولایتی در ویتنام خدمت کرد و کتابی با کلمات پایدار و محکمِ ضربت جالیوت را نوشت(2007). جان ناگل افسر باز نشستۀ اردو شماری آثار در بارۀ ضد شورش، از جمله شایان ذکر آن ها،  آموختن خوردن شوربا با کارد(205) نوشت. عنوان های مرجع او به نام T. E. Lawrence، کارهای اوست که ما تنها به عنوان مرجع مواد آن را به کار می بریم. توماس. ایکس هامس، این بخش لست ما را تکمیل می کند. کتاب زنجیر و سنگ او(2006) از جملۀ نیاز های خواندنی در بسیاری از موسسه های تعلیمی نظامی است. او یکی از بیشترین موجز نویس و نویسندۀ تجویزی است. ما دریافتیم که همیشه دانش عرفی را در شکل قابل هضم خلاصه کرده است. از هامس بیشتر یاد خواهیم کرد.

 چون همه آثار نشر شده اعتقادی نویسنده گانی دارند و طبق معمول بدون مراجعه های آزدانه به متن های موجود بدون ذکر صورت می گیرد، ما آن ها را به مثابۀ خلاصۀ مفید، در بارۀ  دانش عرفی می بینیم نه موضع فردی. نظریۀ امریکایی ضد شورش به گونۀ مرتب در کتاب دستی نیروی بحری نظامی، کتاب دستی میدان(FM3-24)، خلاصه شده است. کتاب جنگ خفیف 1940، این نیرو، تجربه های نویسنده گان و مواد نظامی امریکا و قریب آثار نشر شدۀ سه دهه در رابططه به موضوع در مجله نیروی بحری را بازتاب می دهد. سومین و آخرین بیان نظریاتی ما در کتاب عملیات ضد شورش 2001، نشر کردۀ وزارت دفاع انگلستان است. از میان هر سه، کتاب دستی انگلستان و همچنان بیشتر عقاید نظریاتی آن را روشنگرانه یافتیم. کتاب دستی امریکایی ضد شورش و کتاب دستی جنگ خفیف- هر دو، بیشتر نسخه ها را نسبت به نظریه ها بیان می کند.

 بارد.ای. اونیلBard E. O’Neil ، دانشمند برجستۀ ضد شورش به گونۀ اتفاقی بیشتر نوشته های گوناگون قابل دسترس عملی بر موضوع دارد. در اثر شورش و تروریزم او: در جنگ انقلابی زمان حاضر(1990) ما در روش ها و تحلیل های مان، نوعی الهام را می یابیم. اونیل طیف وسیعی از نقل های غنی و مغزدار به ما نشان داده و می توان آزادانه آن را در مورد شورش و تروریزم ماخذ داد. ما روز مره به دیگر نوشته های گوناگون عملی در بارۀ ضد شورش می پرداختیم: شورش ها و ضد شورش های زمان حاضر(2001) از، ایان.اف. دبلیو. بیکیت- Ian F. W. Beckett، منطق خشونت در جنگ داخلی(2006) از ستادیز. ان. کالیوا- Stathis N. Kalyvas، در میان شورش: سیاست های خشونت شورشی(2007) از جیرمی.ام وینستین- Jeremy M. Weinstein ، دموکراسی ها چگونه جنگ های خفیف را می بازند(2003) از گیل میروم-Gil Merom و مقاومت شورش: تاریخ و سیاست های ضد شورش(2004)، از جیمز جوس. ما این فهرست را با مقاله های اندریو کریپینویچ Andrew Krepinevich و دریو drew بر اطلاعات جیمز فیرون James D. Fearon و طرح" قومیت، شورش و جنگ داخلی" از داوید لاتین David D. Laitin، تکمیل می کنیم. از مشارکت تید رابرت گیور Ted Robert Gurr، در مطالعۀ شورش و کتاب 1974 آن در باره ...... یاد می کنیم. از اثر پل کولییر Paul Collier، در بارۀ جنگ داخلی و دولت نماینده (2009،2000) و ارزیابی کمی قضیه های شورش از مک کورمیک  McCormick، که در شکل دهی طرح تحقیق ما را کمک کرد، یاد آوری می کنیم.

 رساله چگونه سامان یافت

این گزارش شش فصل دارد. فصل دوم، رده بندی نتیجه ها را فراهم کرد که از آن در رشته بندی اطلاعات کار گرفته شده است. فصل سوم تا ششم ارزیابی های ما را شرح می دهد: زمان و عامل های خارجی در فصل سوم، عامل های داخلی در فصل چهارم، و عامل های دیگر در فصل پنجم آمده است. فصل ششم، یافته ها و عناصر آن را برای تفکر برنامه ریزان در بر می گیرد. هفت ضمیمه یا پیوست هم دارد، پیوست (الف) بررسی های موردی، روش کار و فهرست شورش های بازرسی شده در این بررسی را، مطرح می کند. ضمیمۀ (ب) یافته های تکمیلی خواهد داشت. پیوست (ج) حاوی فهرست رده بندی های کار برده شده در بررسی بهار 2006 را نشان می دهد. پیوست (د) برخی ابهام های اجتناب ناپذیر را شرح می کند. و ضمیمۀ  (هـ) سوال های استفاده شده در بررسی خزان 2006 را در بر دارد.

ادامه دارد....